در اين بخش تعدادي از محققين (كاوشگران نور)، با استفاده از منابع معتبر و موثق، به سؤالات شما در زمينهی ارتباط الهي پاسخ ميدهند.
چه ذکری بگم در میان اسما سرگردانم؟؟؟؟؟؟ اميدواريم كه متن "كليد پنجم خواندن نامهاي خداوند" در بخش كليدهاي سايت سفير آسمان بتواند شما را در يافتن پاسخ پرسشتان ياري دهد.
سلام.
چطوری می تونیم خدا رو بهتر بشناسیم و گناه نکنیم؟ تمام راههاي ارتباط با خداوند كه در كتاب آسماني به آنها اشاره شده، راههايي براي نزديكي به خداوند و شناخت اويند.
اما براي آنكه بتوانيم حقيقتاً با خداوند ارتباط برقرار كنيم و او را بشناسيم، لازم است ابتدا برداشتهاي اشتباه خود را دربارهي او از ذهن زدوده باشيم، برداشتهايي از جمله: خداوند دور است و صدايمان را نميشنود، او فقط به بعضيها پاسخ ميدهد و گناهكاران ديگر به حضور خداوند راهي ندارند، و ... و ... و... (در اين رابطه ميتوانيد به 2 مقالهي تصورات و برداشتهاي غلط در مورد خداوند، (قسمت اول) و (قسمت دوم) در بخش مقالات سايت سفير آسمان مراجعه نماييد.)
بايد بدانيم هر فكر و انديشهاي كه به نوعي عامل كدورت ما از خداوند است، در اثر تصورات و برداشتهاي نادرستي است كه از او در ذهن داريم. خداي نامهربان و غير عادل و خدايي كه نازيباست، خدايي كه دوستداشتني نيست و نميتوان دوستش داشت، و... خدايي است كه درست شناخته نشده و ميتوان دريافت كساني كه چنين خدايي را به ما معرفي كردهاند خود نيز از شناخت او بيبهره بودهاند.
و اما در باب ارتباط با خدا، ذكر و خواندن نام او يكي از راههاي عملي و سهل الوصولي است كه به كمك آن ميتوانيم ارتباط با خدا را در لحظات زندگيمان بسط دهيم. اما لازم است اين كار را با شناخت و بينش، به گونهاي انجام دهيم كه منجر به سرخوردگي و نااميدي از ادامهي راه ارتباط با خداوند نشود. در صورت تمايل در رابطه با خواندن خداوند، ميتوانيد به مجموعهي كليدهاي اول تا پنجم خواندن نامهاي خداوند در بخش كليدهاي سايت سفير آسمان نيز مراجعه كنيد.
و اما دربارهي گناه، بايد بدانيم كه "ريشهي همهي گناههاي انسان، غفلت و فراموشي است"، لذا راه رهايي از گناه قرارگيري هرچه بيشتر در ياد و حضور خداست، به اين معنا كه سعي كنيم هر چه بيشتر و بيشتر به ياد آوريم كه در حضور خداوند هستيم و او بر ما بينا و آگاه است، در اين راستا ميتوانيم كارهاي مختلفي انجام دهيم تا ما را ياري دهد. مثلاً مي توانيم خودمان را عادت دهيم تا براي كارها و تصميمهايمان با خداوند مشورت كنيم و از او بپرسيم كه آيا اين كار را انجام دهيم يا نه؟
اما آنچه در اين باب بيش از همه اهميت دارد آن است كه هر چه بيشتر در راه ارتباط با خداوند (و شناخت او) پيش برويم، خداوند دوستداشتني را بهتر خواهيم شناخت، و آنگاه او را دوستتر خواهيم داشت و اين دوست داشتن، كمكمان خواهد كرد تا براي نزديكي هرچه بيشتر به او از گناه برحذر بمانيم، چرا كه ميدانيم گناه، عامل دوركنندهي ما از خداوند عزيزمان است.
سلام
تابحال تفاسیری از قرآن که مطالعه کردم(البته نه بطور کامل) المیزان و نمونه بودند اما هیچکدام حاوی مطالب منطقی و قانع کننده ای از آیات برای من نبودند. همه چیز را به 14 معصوم یا اعمال حج و موضوعات کلیشه ای نسبت میدهند...برای همین معجزه قرآن همیشه برایم گنگ و نامطلوب جلوه میکند...آیا کتابهای با شیوه متفاوت تری به تفسیر قرآن موجود هستند؟
با تشکر در ارتباط با پرسش شما لازم ديديم از يكي از پرسش و پاسخهاي موجود در كتاب تعاليم بهره گيريم:
"ممكن است بهترين و معتبرترين تفسير قرآن را معرف نمائيد؟
ج-اگر من حرفي براي شما بزنم، چه كسي معني و مفهوم حرف مرا بيش از سايرين درك ميكند؟ چه كسي انگيزه ها و ابعاد كلام مرا بيشتر ميداند؟ من يا شما؟ معلوم است، گويندهي كلام.
قرآن، كلمات روح خداست كه آن را از جانب پروردگار متعال بر پيامبر اسلام(ص) نازل فرموده... بنابراين تنها، روح خدا ميتواند بهترين، كاملترين و متناسبترين معني و تفسير را از كلام خود داشته باشد.
بزرگترين مفسر و معني كنندهي تعليمات الهي و كلام حق همانا روح خداست.
س- پس براي عامهي مردم چه راهي جهت درك معني و تفسير كلام خدا وجود دارد؟
ج- ميبايست خود را آماده كنيد تا روح الهي و جريان حقيقت در شما ببارد و تحت القائات او قرار بگيريد.
س- چگونه خود را آمادهي دريافت معاني كلام خدا كنيم؟
ج- قلب تان را بگشائيد و ذهن خويش را نرم و آرام كنيد.
س- آيا از كتب تفسير قرآني كه موجود است ميتوانيم استفاده كنيم؟
ج- البته. اما خود و آيات را در چارچوب آن محدود ننمائيد. معناي كلام خدا بسيار ژرف است و ابعاد گوناگوني دارد. تفاسير موجود، اغلب از بعد معيني به كلام پروردگار متعال نگريستهاند. عمق اين تفاسير نيز محدود است در حالي كه عمق وحي نامحدود است زيرا از نامحدود آمده است.
baraye sabte nam dar sait cloob baiad az ke davat name begiram
در پاسخ شما بايد بگوييم كه براي ارتباط با سايت سفير آسمان نيازي به آوردن معرفي نامهاي از جانب كسي نيست و ارتباط با اين سايت براي همگان آزاد است. احياناً اگر مطلب يا مطالبي براي نمايش در سايت داريد، ميتوانيد آنها را از طريق قسمت ارسال مقالات ارسال نماييد. مطالب ارسالي شما بعد از بررسي، در صورت امكان در قسمتي متناسب به نمايش گذاشته خواهند شد.
در مورد عهد دنبال مطالب جذاب و تازه هستم؟
همانطور كه احتمالاً خودتان نيز ميدانيد مضمون محوري و اصلي عهد با خداوند، پرستش و بندگي خداوند و به عبارتي تسليم الهي و خدمتگزاري به خداوند است كه در قرآن مجيد نيز به آن اشاره شده است:
و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريهي آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين غافل بوديم (أعراف172)
اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد زيرا وى دشمن آشكار شماست (يس60) و اينكه مرا بپرستيد اين است راه راست (يس61)
لذا آنچه بيش از هر چيز ميتواند در ارتباط با عهد براي ما مؤثر باشد، محكم شدن در اين عهد (با تفكر پيرامون آن، يافتن مصداقهاي آن، پي بردن به اهميت آن و حفظ آن در تمامي شرايط) است، و اين خود ميتواند منجر به دريافتهايي نو در ارتباط با آن شود.
می خواستم ببینم چطور میتوانم انرژی درمانی را یاد بگیرم و به خلق خدا کمک کنم. ممنون می شم اگر ذکری یا .... هست به بنده بگوید پرداختن به حوزههايي همچون انرژيدرماني در حيطهي كار و تخصص سايت سفير آسمان نيست. اما از آنجايي كه قصد شما بسيار عالي و "كمك به خلق خدا " است، اشاره به نكتهاي را مناسب ديديم:
با كمي انديشه ميتوان دريافت كه مهمترين و مؤثرترين كمكي كه ميتوان به خلق خدا كرد، كمك به آشتي آنها با خدا، برقراري ارتباط حقيقي و نه صرفاً كليشهاي و ظاهري آنها با خدا و تحكيم اين ارتباط است. "كسي كه خدا را با خود دارد، همه چيز دارد و آن كه او را ندارد هيچ ندارد." داشتن ارتباطي نزديك با خداوند نه تنها ميتواند شفاي جسمي را (هماهنگ با تقدير الهي) به دنبال داشته باشد، بلكه مهمتر از آن ميتواند منجر به شفاي روحي و پاك شدن روح انسان از كدورتها و كسالتهايي كه غالباً حاصل خطاها و گناهان اويند، شود. بيترديد اين شفايي بس عميقتر و پاياتر است.
سلام و خسته نباشید کمکم کنید لطفا من اعتماد بنفسم رو از دست دادم فکر میکنم هیچ کاری نمیتونم بکنم تعطیل شدم تعطیل به طور متعارف بحث اعتماد به نفس مبحثي است مربوط به حوزهي روانشناسي و ميتوانيد با طرح جزئيات بيشتر در ارتباط با شرايط خودتان، از مشورت متخصصان اين حوزه استفاده كنيد. اما چند نكته را ميتوان به طور كلي در رابطه با اين موضوع عنوان كرد كه اميدواريم برايتان مؤثر و مفيد باشند:
1- سعي كنيد حركات و تحولات مثبت خود را ببينيد. براي اين كار ميتوانيد در ميان كارهاي زندگي، هدفهاي مياني و سهلالوصولتري را براي خودتان معلوم كنيد.
2- خودتان را با خودتان مقايسه كنيد و نه با ديگران. هر شخصي داراي شرايط و امكانات و نيز محدوديتهاي ويژهي خود و نيز تواناييها و استعدادهاي منحصر به فردي است كه لازم است براي موفقيت در مسير زندگي خود آنها را كشف و مورد توجه قرار دهد. و اصولاً مقايسهي خود با ديگري (با شرايط و استعدادهاي متفاوت) گاه ممكن است موجب ايجاد نااميدي كاذب و توقف در انسان شود. (در صورت تمايل به مقالهي "فرسنگها دور از خود و خدا" در بخش مقالات سايت سفير آسمان مراجعه فرماييد)
3- شكستهاي پي در پي هميشه گوياي ناتواني ما نيستند، بلكه گاه نشانهي آن هستند كه لازم است در مورد يا مواردي در زندگيمان تجديد نظر كنيم و يا تغييراتي در آنها ايجاد كنيم، اگر تمام تلاش خود را به كار ميگيريم و در كاري موفق نميشويم، بد نيست در مورد آن بازنگري كنيم. شايد مبناي انتخاب آن كار توسط ما صحيح نبوده، شايد اصلاً آن انتخاب انتخاب مناسبي نبوده، شايد الان زمان مناسبي براي انجام آن نيست، شايد به دليلي كه اكنون برايمان معلوم نيست اين انتخاب در آينده به ضررمان تمام ميشود، و بسياري شايدهاي ديگر.
4- اما مهمتر از همهي اينها خوب است توجه كنيم كه به قولي اصولاً "نفس" جايگاه مناسبي براي اعتماد و تكيه نيست، بلكه آن جايگاه مناسب اعتماد به غير نفس و به "او" است. (در صورت تمايل به مقالهي "اعتماد به نفس"، در بخش مقالات سايت سفير آسمان مراجعه فرماييد)
آیا باید خدا را زیاد بخونیم تا پاسخی از او بگیریم. من که هر چی خدا رو می خونم از جواب خبری از اون نیست. منتظر جوابتون هستم. اين سؤال، نه تنها سؤال شما كه سؤال اشخاص بسياري است. در ارتباط با پاسخ آن نخست از يكي از پرسش و پاسخهاي موجود در كتاب تعاليم بهره ميگيريم:
"س- چقدر بايد خدا را بخوانيم تا پاسخمان بدهد؟
ج- بعضي اين طور فكر ميكنند كه "خدا بايد خيلي خوانده شود تا بالاخره كمي پاسخ دهد". البته وقتي انسان بر اين انديشه پافشاري ميكند خداوند هم آن را عملي خواهد ساخت.
واقعيت اين است كه حتي پيش از آنكه خدا را بخوانيد پاسخ ميدهد. در همان لحظه كه ميخوانيد پاسخ ميدهد. بلافاصله بعد از آنكه ميخوانيد پاسخ ميدهد. بعد از روزها و شبها خواندن پاسخ ميدهد. و بعد از سالها خواندن پاسخ ميدهد. همهي اينها واقعيت دارند. او هميشه پاسخ داده و اين شما هستيد كه بايد پاسخش را دريابيد. يكي حتي قبل از سؤال كردن جواب را در مييابد و ديگري بلافاصله و آن يكي با تأخير، اين به شما بستگي دارد كه "كي" جواب او را تشخيص دهيد و متوجه شويد."
از آنجايي كه اين قول خداوند است كه دعاي هر دعا كنندهاي را اجابت ميكند...
و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مىكنم (بقرة186)
با اين وصف پاسخ اين سؤال را بايد در 2 سؤال زير جست:
1- آيا حقيقتاً و به واقع خدا را خواندهايم؟
2- آيا پاسخ او را هشيارانه جستهايم؟
جستجو پيرامون اين 2 سؤال ميتواند راهگشاي بسياري از ما در ارتباط با خداوند و خواندن او باشد.
بايد بدانيم كه حقيقت خواندن خداوند و دعا كردن چيزي است و آنچه اغلب ما از آن در ذهن داريم و انجام ميدهيم چيزي ديگر. به علاوه بسياري از ما دربارهي پاسخ گرفتن از خداوند نيز تصوراتي در ذهن داريم، مثلاً پاسخ خداوند را در غالب تجارب باطني، ديدن نور، رؤياهاي خاص و امثال اينها جستجو ميكنيم، در حالي كه پاسخهاي خداوند ممكن است در قالبهايي بسيار متفاوت با تصورات ما تجربه شوند، مثلاً به شكل يك احساس متعالي، يك انديشهي خلاق و راهگشا، يك جريان آگاهي و ...، اميدواريم مقالات مربوط به دعا (در بخش مباحث تحقيقي سايت سفير آسمان) به ويژه 3 مقالهي مكالمهي حقيقي يا خيالي؟، فقط و فقط از خودِ خودش، و او بهترين چيزها را در بهترين زمانها ميرساند، و نيز مجموعه كليدهاي اول تا پنجم خواندن نام خداوند، در بخش كليدها بتوانند در يافتن پاسخ اين سؤال، براي عزيزان راهگشا باشند.
چرا من با وجودي كه از عمق وجودم خدا رو صدا ميزنم جوابم رو نميده ؟ چرا من كه با داشتن بچه زندگيم بهتر ميشه بهم نميده 3 سال شده ///؟؟؟؟؟؟ اگه جوابم رو ميداد خودش بهتر منو ميشناسه نور ايمانم صد چندان ميشه نه اينكه هر بار كه نشه ايمانم هم ضعيف تر
يكي بگه چرا ؟ حكمتش چيه يعني؟ شايد پذيرش اين مطلب براي ما چندان آسان نباشد كه داشتن بعضي از چيزهايي كه دوست داريم و ميخواهيم، به نفعمان نيست! زيرا ما معمولاً طبق رؤيايي كه از خواستههايمان در ذهن داريم دربارهي آنها خيالپردازي ميكنيم و بر همان اساس در ذهنمان تصوراتي را ميپرورانيم، و لذا فكر ميكنيم كه در عالم واقعيت نيز همه چيز منطبق با تصورات ذهني ما پيش خواهد رفت. اما اگر با ذهني باز و بدون تعصب نگاه كنيم ميتوانيم مصداقهايي از خواستههايي كه بعدها بلاي جان شدهاند را در زندگي ديگران و حتي شايد در زندگي خودمان بيابيم، پيوندهاي عاشقانهاي كه در بدترين شرايط به جدايي انجاميدهاند، فرزندان دلبندي كه دچار حوادثي دلخراش شدهاند و يا به بدترين انحرافها كشيده شدهاند، سفرهايي رؤيايي كه ديگر بازگشتي نداشتهاند و ... و ... و... .
آيا بودهاند پدر و مادري كه نخواسته باشند فرزندي سالم، صالح و شايسته، داشته باشند؟ پس اينهمه آدم معتاد و بيمار و بزهكار در جهان چه ميكنند؟!
و اشتباه ما در اينجاست كه ميانديشيم اين اتفاقات مربوط به زندگي ديگران است، چون قصور و كوتاهي كردهاند ولي ما كه مثل آنها نيستيم. اما فراموش نكنيم اينها دقيقاً همان افكاري است كه آنها هم در ذهن داشتهاند!!!
واقعيت آن است كه ما نه از خودمان شناخت كافي داريم، نه از همسر و نه حتي از فرزندي كه خودمان ميپروارنيم و نه از ديگر شرايط اطرافمان. مگر ما از آيندهي خودمان، از وضعيت و شرايط زندگي فردا و پسفردا در زمين مطلع هستيم؟
در يك كلام آن كه: نميتوانيم بگوييم كه بچه داشتن قطعاً اوضاع زندگي ما را بهتر ميكند، تنها ميتوان گفت كه ما چنين تصوري از بچه داشتن در ذهن داريم و در نتيجه بچه داشتن را دوست داريم.
اما گذشته از اينها، بچهدار نشدن شما در 3 سال گذشته لزوماً به معناي اين نيست كه شما ابداً بچهدار نخواهيد شد يا نبايد بشويد. شايد به دليلي تا كنون شرايط چنين بوده، و شايد در آيندهاي نزديك به شكلي ديگر باشد.(در زندگي بسياري از بزرگان و نيز پيامبران الهي شاهد نمونههاي جالبتوجهي از اين دست موارد هستيم).
اما آنچه بيش از همهي اينها شايان توجه است آن است كه بدانيم:
- خداوند به گونهاي همه جانبه بر تمامي شرايط و امور آگاه است (حال آنكه ما فاقد چنين آگاهياي هستيم) و چيزي كه بهراستي خواست او باشد، بيترديد به صلاح و خير ماست. پس بهتر است به رضاي او راضي باشيم. همين رضايت و سپاسگزاري ميتواند زندگي ما را از اين رو به آن رو كند.
- اگر با اصرار خيلي زياد چيزي را از خداوند بخواهيم ممكن است نهايتاً آن را دريافت كنيم، اما بعيد نيست دير يا زود متوجه شويم كه مرتكب يكي از بزرگترين اشتباهات زندگيمان شدهايم! خوبتر آن است كه دعايمان را به توكل نزديك و با توكل آميخته كنيم.
- فراموش نكنيم كه اگر هم از خداوند طلب فرزند ميكنيم، حداقل فرزندي نيك، شايسته و صالح از او بخواهيم.
- از نگاهي هر پيشامد يا رخداد زندگي ما براي آموختن درسي توسط ماست، پس تعليم هر رخداد زندگيمان را بيابيم و بگيريم تا از آن به خوبي گذر كنيم.
- و بالاخره اينكه آزمونهاي الهي در زندگي هر كسي متناسب با شرايط او، به گونهاي آشكار ميشوند، گذر موفق از آزمونهاي الهي، اصليترين و بالاترين موفقيتهاي ما در زندگي هستند.
توضيح تكميلي: پاسخ يكي ديگر از سؤالات مطرح شده در همين قسمت (آیا باید خدا را زیاد بخوانیم تا پاسخی از او بگیریم؟ من كه هر چه خدا را میخوانم از جواب خبری نیست.) نيز ممكن است براي شما جالب توجه و راهگشا واقع شود.
در قیامت چه میشود؟ در كتابهاي آسماني گفته شده است كه در قيامت همه كارنامهي اعمالشان را دريافت ميكنند و به اعمال همه رسيدگي ميشود و بعد هم هر كسي نتيجهي كارهاي خودش را دريافت ميكند.
اما براي اينكه بتوانيد تصور روشنتري از قيامت داشته باشيد، ميتوانيد روز دريافت كارنامه در آخر سال را به ياد بياوريد؛ كسي كه در سال گذشته شاگرد خوبي بوده، درسهايش را خوانده و به توصيههاي پدر و مادر و معلمانش توجه كرده، وقتش را تلف نكرده و حاضر شده است از خوشگذارني چشم بپوشد و به وظيفهي دانشآموزياش عمل كند، از آن كلاس به موفقيت عبور ميكند، در كارنامهاش نمرات خوب و درخشاني را دريافت ميكند، و با سرافرازي جايزهي شاگرد ممتازياش را ميگيرد و تابستان را به شادي ميگذراند، اما كسي كه در طول سال گذشته شاگرد تنبل و بازيگوشي بوده و حرف ناشنوي كرده است، در كلاس قبلياش در جا ميزند، سرافكنده و مورد شماتت همگان است، در تابستان هم اجازهي خوشگذارني ندارد.
البته ميتوان گفت كه در قيامت فرصت جبران تجديديها ديگر گذشته است، شاديها و اندوههاي آدمها در روز قيامت خيلي خيلي ... بيش از شادي و اندوه شاگرد مدرسهها در روز دريافت كارنامه است، به علاوه در كارنامهاي كه در روز قيامت دريافت ميكنيم، يكيك كارها و حرفها و فكرهاي تمام عمر و كل زندگي ما نوشته شدهاند و كوچكترين چيزي از قلم نميافتد.
اما مهمتر از اينها اين است كه براي آنكه بتوانيم در آن روز شاد باشيم لازم است الان وظايف خود را در اين دنيا به خوبي انجام دهيم، بندهي خوب و حرفشنويي باشيم، به توصيههاي خداي خوبمان توجه كنيم، خودخواهيهايمان را كنار بگذاريم، فقط به فكر خودمان نباشيم، به فكر ديگران هم باشيم، ديگران را اذيت نكنيم و آزار ندهيم، مهرباني كنيم و ديگران را ببخشيم، پرتوقع نباشيم و تشكر كردن از خداوند را فراموش نكنيم.
میشه در مورد شرایط توبه توضیح بدین؟ به اختصار ميتوان گفت كه: پشيماني از گذشته، (قصد به) عدم بازگشت به طريق گذشته و بهكارگيري حداكثر تلاش در جبران همه جانبهي گذشته (هم در رابطه با خود و هم ديگران). كه اينها گامهاي تكميل كنندهي استغفار و طلب بخشش از خداونداند.
ضمن اينكه از نگاهي ميتوان گفت لازمهي بازگشتي همه جانبه به خداوند، ارتقاء بينش ما نسبت به زندگي، خودمان، و نقش تعيين كنندهي اعمالمان در سرنوشتمان است.
در صورت تمايل و براي كسب اطلاعات جامعتري در اين زمينه ميتوانيد در قسمت مباحث تحقيقاتي سايت سفير آسمان، به مبحث توبه و بازگشت به خداوند، و بهخصوص به قسمت چند پرسش و پاسخ دربارهي توبه، مراجعه نماييد. همچنين ميتوانيد از شيريني و نويدبخشي بخش احاديث مربوط به اين مبحث (توبه و بازگشت به خداوند) نيز بهرهمند گرديد.
چگونه ميتوان پذيرفت بشر داراي اختيار است در حاليكه ادعا كنيم كه از قبل پيش گويي شده كه مثلا يزيد امام حسين را خواهد گشت . اگر يزيد اين احتيار را داشت پس احتمال اينكه پيش گويي غلط از آب در آيد هم بايد باشد و نميتوان با اطمينان خبر از آينده داد . من معتقدم دايره جبر خيلي وسيعتر از دايره اختيار است لطفا در اين مورد توضيح دهيد . با تشكر طبيعي است پرداختن به حل مسألهي جبر و اختيار كه از مسائل بسيار قديمي بشر بوده در فضايي محدود ممكن و عملي نيست. علاقمندان به اين مبحث در صورت تمايل ميتوانند به كتب مطرح در اين زمينه كه از صاحبنظران موجود است مراجعه فرمايند.
و اما در خصوص اين سؤال خاص، ميتوان به چند نكته توجه كرد:
1- از سؤال چنين استنباط ميشود كه اصولاً پيشبينيپذير بودن وقايع، در نگاه ما نشاني است بر عدم وجود اختيار و حاكي از جبر. حال آنكه با كمي تأمل ميتوان دريافت كه هميشه و لزوماً چنين استنباطي صحيح نيست. يك مثال ساده ميتواند به درك اين مطلب كمك كند. اگر شخصي معمولي (مثلاً خود ما) شناخت قابل قبولي از اعضاي خانواده، دوستان و اطرافيان خود داشته باشد، ميتواند پيشبيني كند كه هر يك از آنها در صورت قرارگيري در شرايطي مشخص چه عكسالعملي را از خود بروز ميدهند. طبيعي است هر چه شناخت شخص از اطرافيانش بيشتر و كاملتر باشد، پيشبيني او به واقعيت نزديكتر خواهد بود. و روشن است كه اين پيشبيني پذير بودن رفتار اطرافيان، دليل بر عدم اختيار آنان نيست، بلكه نشانگر بالا بودن سطح شناخت فرد از اطرافيان خويش است. حال عجيب نيست كه بزرگان بتوانند با آن بينش و شناخت گسترده، عميق و جامعي كه از مردم، شرايط و اوضاع در اختيار داشتند، و با قدرت تفكر و تحليل، بسياري از وقايع آينده را بهگونهاي باورنكردني پيشبيني كنند، حتي به مدد علوم عيني و ظاهري. حال آنكه آنان به اذن خداوند در مواردي به علوم غيبي و باطني نيز دسترس داشتهاند.
2- ميدانيم كه چنين پيشبينيهايي در مواردي كاملاً محدود و در ارتباط با بعضي اشخاص بخصوص از طريق بزرگان انجام شده است (اگر كل آدمياني كه تا بهحال در زمين زيستهاند، را در نظر آوريم به اين محدوديت واقفتر ميشويم) و چه بسا عموميت دادن اين موارد خاص (كه بنا به حكمتي انجام شدهاند) براي همگان، و آنگاه استنتاج حاكميت جبري وسيع بر همگان، به دور از واقعيت باشد.
3- فراموش نكنيم كه بودهاند پيشبينيهايي كه درست از آب درنيامدهاند. ازجمله پيشبيني حضرت عيسي(ع) در مورد مرگ دختري كه تصميم ناگهاني او به تغيير روش زندگياش، ترك گناه و دعا و استغفار او به درگاه خدا موجب تغيير تقديري شد كه نشانههاي رخداد قريبالوقوع آن بر پيامبر اولوالعزم خدا آشكار شده بود. اين خود ميتواند نشاني از اختيار ترديدناپذير انسان باشد.
4- و بالاخره اين كه هر عقل سليمي حكم ميدهد كه بازخواست از كسي كه مختار نبوده، امري به دور از عقل و عدل است. اما از آنجايي كه مورد بازخواست قرارگرفتن آدمي و جزا و پاداش گرفتن او به تناسب اعمالش در قيامت امري حتمي است (و در كلام خدا بارها به واقعيت آن اشاره شده است) لذا فرض عدم وجود اختيار از سوي انسان و يا بسيار محدود بودن دايرهي آن، فرضي پذيرفتني نيست و لازم است در بارهي سؤالاتي از اين سنخ، با حوصله و ژرفانديشي پيرامون مسأله به تحقيق و تفحص پرداخت.