روياي راستين و شما اي زندگان از نور زنده بارور شويد و كودك الهي را در درون خود بپرورانيد و براي فارغ شدن از خود مهيا شويد. منتظر زاييدن ملكوت الهي در خود باشيد و براي تولد دوباره مهيا شويد. معشوق را در يكي بيابيد و به يكي در معشوق عشق بورزيد. ... آنگاه مست شويد و شوريده شويد و به شور آييد و به رقص درآييد و سر خود را به دست بگيريد و خود را به دست معشوق بسپاريد و در سرور ابدي با پادشاه آسمانها و سرور زيباي خود، برقصيد و برقصيد و برقصيد. برگرفته از مكتوبات به قلم ايليا "ميم"
ادامه مطلب
نقاش و قوهاي وحشي زيبايي حقيقت ناياب و دور از دسترس است. حقيقت زيبا، دست يافتني نيست بلكه خودش مييابد و با خودش ميبرد. حقيقت فرار است و هرگز در يك جا باقي نميماند. اگر براي دمي هم او را ببيني و تجربهاش كني، اين به تمام زندگي ميارزد و ارزش مردن دارد. بعد از ديدن زيبايي حقيقي، بدون آن زيستن، زندگي نيست و پس از ديدن آن زيبايي، مردن، مردن نيست.
ادامه مطلب
رویای راهست این ... براي پريدن كافيست در من خيره شوي و اگر ميخواهي بجهي در من بجو و بايست، زيرا من بال پروازم و پايان نيازم. پر پريدن منم و راز جهيدن منم. اميد به خاك نشستهگانم و آرزوي فرا روندگانم. و من دردم و درمانم. پايان مرگم و آغاز زندگيام. لكن اگر مرا بشناسي، بيمار ميشوي، گرفتار ميشوي و در من ميميري اما خوشا به حال آنكه در من ميميرد زيرا من زندگيام و مرگ در من راه ندارد.
ادامه مطلب
باغ بان الهی زمين مهيا و باغ مشتاق روييدن و باغبان در انتظار برخواستن و اين در فكر خدا بود . شدن با فكر خدا بود و شدني جز آن نبود . پس آن يگانه انديشنده انديشيد و انديشه اش اشاره وار سرشار از شيء شد . باغبان از خواب نيستي برخواست ، باغ يافته را يافت و به آن يافتن ، باني آن شد پس او را باغ بان ناميدند و كارش را باغ باني ...
ادامه مطلب
1
" 1 "