بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏ روى روا داشته‏ ايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد. همانا خداوند، همه گناهان را مى ‏آمرزد، كه او خود آمرزنده‏ ى مهربان است. سوره زمر 53                    و پيش از آن كه شما را عذاب فرا رسد و ديگر يارى نشويد، به سوى پروردگارتان روى آوريد و تسليم او شويد. سوره زمر 54                     و از بهترين چيزى كه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده پيروى كنيد، پيش از آن كه عذاب الهى ناگهان به سراغ شما آيد، در حالى كه از آن خبر نداريد. سوره زمر 55                    تا [مبادا] كسى بگويد: افسوس بر آنچه در كار خدا كوتاهى كردم! و حقّا كه من از ريشخند كنندگان بودم. سوره زمر 56                     

سؤال کلید تفکر، و تفکر دری از درهای دانایی است

در بخش پرسش و پاسخ، این امکان فراهم شده است که كاربران، سؤالات خود را برای ما ارسال کنند. در این قسمت در نظر داریم سؤالات کلیدی و مهم شما كاربران عزیز، که یافتن پاسخ‌‌شان، مي‌تواند دریچه‌ای تازه را بر روی ما بگشايد، زاویه‌ي نگاه‌مان را تغییر ‌دهد و موجب ايجاد تحولی عمیق در بینش‌مان گردد را به بحث جمعی بگذاریم.

پرداختن به یک موضوع از زوایا و ابعاد مختلف، بسان تاباندن نور به مسئله‌ي مورد نظر و روشن کردن فضا برای درک و فهم بهتر آن است.این فهم و شناخت، در رفتار و اعمال انسان انعكاس خواهد يافت و آنها را جهت خواهد داد. روشن است كه هر چه درک‌ کامل‌تر گردد، عمل‌ نیز کامل‌تر خواهد شد.

 

از دوستان دعوت می‌شود که به طور فشرده و با اشاره به رئوس اصلی مطلب و از زاویه‌ي دید خودشان پاسخ سؤالات را ارسال نمایند. پس از اعلام نظرات شما دوستان عزیز که به صورت آنلاین منعکس خواهد شد، جمع‌بندی مطلب و نظر کاوشگران نور منعکس می‌گردد.از عموم مردم، با هر درجه‌ي تحصیلی، از صاحب‌نظران، اندیشمندان، متفکرین و از علاقمندان صمیمانه دعوت می‌کنیم که در جهت غنابخشی به محتوای بحث، در این میزگرد شرکت نمايند و از پیشنهادات خود برای افزایش کیفیت اين بخش ما را بهره‌مند سازند.

سوال : خودشناسی، چرا و چگونه؟  

 

اگر کسی از شما بپرسد : "خوبی؟" در جواب چه خواهید گفت؟ اکثر انسان ها به این سوال، جوابی متداول، کلیشه ای و سریع می دهند، مانند : ای بد نیستیم، می گذرونیم، خدا را شکر، ممنون تو چطوری؟ و .... . جواب دادن به این سوال نیاز به خودشناسی دارد اما چون اکثر انسان ها اهل خودشناسی نیستند، پاسخی کلیشه ای به این سوال می دهند. انیشتین وقتی بچه بود، اگر از او می پرسیدند : " چطوری آلبرت ؟" به این سوال پاسخ های سریع نمی داد، بلکه مکث می کرد و بعد از مدتی پاسخی غیر کلیشه ای می داد. متاسفانه اطرافیانش تصور می کردند انیشتین عقب افتادگی ذهنی دارد، در صورتی که او برای پاسخ به این سوال ساده، خودشناسی می کرد و در جواب نتایج مشاهداتش را می گفت. (در شهر دیوانگان، عاقل را دیوانه پندارند).

خودشناسی ، اساس تعالی و خودسازی است. کسی که خود را نشناسد چگونه می تواند خود را تغییر دهد؟ خودسازی، یعنی شناخت نقاط ضعف و تلاش برای ترمیم و بهبود این نقاط. خودشناسی مانند واحدهای دانشگاه نیست که باید آن را پاس کرد. خودشناسی فعالیتی پویا و ديناميك است که در تمام طول عمر باید انجام شود زیرا انسان حقیقتی نامحدود و تبدیل شدنی است. 

خودشناسی موضوع مشترک تمام معلمان معنوی است که هرکدام به طریقی آن را تعلیم داده اند. وقتی استاد ایلیا نیز تعلیم هنر زندگی متعالی را آغاز کردند، خودشناسی را یکی از شروط تداوم تعلیم دانستند. ایشان گفتند که تا زمانی می توانیم از تعالیم برخوردار شویم که برای جواب چهار سوال تلاش می کنیم. به بیان دیگر کسی که به دنبال جواب چهار سوال نیست نمی تواند از تعلیم هنر زندگی متعالی برخوردار شود . این چهار سوال عبارتند از: من کیستم؟ هدفم چیست؟ چه کار دارم می کنم؟ چه کار باید بکنم؟

چرا خودشناسی اینقدر اهمیت دارد؟ عرفا معتقدند ما دو جهان داریم: یکی جهان اکبر و دیگری جهان اصغر. منظور از جهان اکبر، کائنات است و منظور از جهان اصغر انسان. اما این دو جهان از قوانین واحدی تبعیت نمی کنند همانطور که ذرات زیراتمی دارای قوانین کاملاً متفاوتی هستند. مثلاً در جهان زیراتمی با گذشت زمان چیزی فرسوده نمی شود بلکه جوان تر و تازه تر می شود (نگ آنتروپی).

در جهان اصغر، این انسان است که مرکز تمام دنیای خویش است، علت اینکه مردم قرون وسطا زمین را مرکز کائنات می دانستند این بود که به علت نادانی و خرافات، قانون مربوط به جهان اصغر را به جهان اکبر نسبت داده بودند. اینکه انسان مرکز دنیای خویش است یعنی اینکه دنیای هرکس، انعکاس خودآگاهیش است. اگر خودآگاهی کسی بر این مستقر شود که تمام اتفاقات مرا به سوی هدفم سوق می دهد، برای او همین نیز اتفاق خواهد افتاد. و اگر خودآگاهی کسی هم بر این استوار باشد که من در زندگی بد شانسم، برای او همین گونه خواهد شد.

تعلیم هنر زندگی متعالی نیز بر تغییر خودآگاهی تاکید دارد. یعنی اگر کسی می خواهد خوب باشد باید خودآگاهی اش در خوبی مستقر شود. این فرد برای انجام کارهای خوب و پرهیز از کارهای بد نیاز به داشتن قوانین و استانداردهای زیادی ندارد بلکه به صورت خودانگیخته، خوبی میکند.

 

در این میز گرد، قصد بر این است که سوالات و تجربیات خود را در مورد اهمیت و چگونگی خودشناسی، با یکدیگر به اشتراک گذاریم تا به درک بهتری در اینباره برسیم. من نیز به عنوان مجری این میزگرد، نقطه نظراتم را خواهم و گفت و از طریق روش سقراطی بحث را راهبرد خواهم کرد. مرجع اصلی ما در این بحث ، قسمت فرمول تعالی ، از کتاب جریان هدایت الهی و دیگر تعالیم استاد ایلیا درباره خودشناسی است. پیشنهاد من این است که دوستان، کلمه خودشناسی را از سایت سفیر آسمان جستجو کرده و موارد مربوطه را بخوانند تا با اطلاعات بیشتری در بحث شرکت کنند چون در جلسات میز گرد ، تاکید بر اشتراک گذاشتن دانسته ها به منظور رسیدن به فهم بهتر است. قصد ما از این میزگرد کسب معلومات نیست.    

بنابراین بحث را با این سوال آغاز می کنیم که

آیا انسان بدون شناخت خویش، می تواند تغییری در زندگی خود ایجاد کند؟ چرا؟

 

ح ه

  

 
 
 
سفیر آسمان
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
پاسخ شما
 

متن تصویر را وارد کنید
 
 
آرشیو
نگار
سلام دوست گلم گرچه سايد قلمي به شيوايي شما نداشته باشم اما دور ادب ديدم در بحث شما شريك نشم . نمي دونم تا حلا آدم هايي رو ديديد كه همين طور دور خودشون مي چرخند دست آخر هميشه سر جاده اولند اين دليلش اينه كه نمي دونه از خودش از دلش از توان مندي هاش چي مي خواد اين آدم نه به خودش مي تونه كمك كنه و نه به ديگران و هيچ كدوم از ارتباط هاش پايه و اساسي نداره چون نمي دونه چي از خودش مي خواد پس هميشه ديگرون مقصرند و دست اول و آخر هم خداي مهربون .
كسي كه خود را نميشناسد پس خداي خود را نيز نمي شناسد .
ممنون از وبلاگ خوب و كاملتون بسيار لذت بردم موفق باشيد .

سنگسار
اگر اسباب و عواملي و زمينه‌هايي باعث تحقق خودشناسي مي‌شوند در عوض اسباب و عواملي هم مانع از تحقق چنين شناختي مي‌گردند. اين موانع در حوزه‌هاي مختلف در مسير معرفتي انسان قرار مي‌گيرد. مسلماً فقدان هر يک از عوامل مانعي براي شناخت به وجود مي‌آورد. در واقع اين موانع را به دو دسته مي‌توان تقسيم کرد: موانعي که به موضوع عام شناخت مربوط‌اند يعني هر چيزي که مانع شناخت انسان مي‌شود طبيعتاً مانع شناخت "خود" هم مي‌شود؛ موانعي که اختصاصاً به خود انسان بستگي دارند و تنها در مسير خودشناسي بروز پيدا مي‌کنند. دسته اول موانع چندان سنخيتي با موضوع حاضر ندارد از اين جهت از پرداختن به آنها پرهيختيم.


سنگسار
دوست گرامي من هنوز تصميمي براي شركت در اين بحث ندارم ام نظر فوق اشتباها به نام من ثبت گرديده

الهام
خود شناسی بالاترین علم است.

سلام

به نظرم زندگی انسان همیشه در حال تغییره. اما بدونه آگاهی,هدف...
انسان وقتی بیدار میشه که تصمیم به خودشناسی میگیره .اراده می کنه که از گیجی در بیاد و این تصمیمیه که هر کس تنها خودش به لطف خدا می تونه برای رسیدن به آرامش بگیره ...
یه ورزشکار وقتی به اوج قهرمانی میرسه. یه دانشمند وقتی از پیچیدگی طبیعت مدهوش میشه.یا عارفی که از هیچ همه چیز پیدا میکنه ...بیاییم لحظه ای به قدرت عظیم وبی انتهای خدا تفکر کنیم

تفکر کنیم


سودا
سلام، تا آدم ندونه چی میخواد..چی هست..کی داره هدایت اش می کنه نمی تونه ادعا کنه که به خودشناسی رسیده..اول باید دید کی هستی..با چه خصوصیاتی..باید بی رودرواسی عیب هامون رو ببینیم..قرار نیست جار بزنیم..قرار که یک کاغذ و قلم بگیریم و حسن ها و معایب مون رو بنویسیم...باید ببینم کی داره تمام زندگی مارو به نحو احسن جهت میده..باید بدونیم که اگه یک روزی جهت زندگی اونجوری که میخوایم نبود ایراد از من ایراد از نشناختن خودم و خواسته هامه..باید با خودمون صادق باشیم..حداقل کاری که می تونیم در حق خودمون و خدای خودمون بکینم اینه که خودمون رو بعنوان یک ذره ای از وجود خدا در نظر بگیریم...اگه بی ربط بود معذرت

مریم
انسان از خود شناسی به خدا شناسی میرسه
درسترش اینه که ادم از خود شناسی به همه چی میرسه

pranc
سلام از این که می تونم در این میز گرد به این مهمی شرکت کنم خیلی خوشحالم سوالای زیادی در این رابطه در ذهن من نقش بسته که امید وارم در این جلساتی که با شما دارم بر طرف بشه و به مقصود اصلی این کار یعنی رسیدن به خودشناسی برسم. به نظرم این سوال یه کم زود پرسیده شده یه جورایی برای من دور حاصل می شه چون من هنوز نفسم رو نمی شناسم چه جوری می تونم بدونم که آیا بدون شناخت اون می تونم تغییر ایجاد کنم یا نه. شما هنوز نگفتید که می شه خود شناسی کرد یا نه؟ سلمنا که باید برای تغییر زندگی خودشناسی کرد ولی چه گونه؟

محمد جابر
سلام

اگه بخواهيم در مورد اين مطلب صحبت كنيم به دليل اهميت آن ساعتها هم بحث كنيم كمه اما به طور خلاصه عراعضم را خدمتتون ميگم


همان طور كه اهل بيت و اعمه گفتند خودشناسي از مهمترين كارها است به طوريكه اگه انسان از خود آگاهي نداشته باشد ويژگيها و توانائهاي خود را نداند چهطور براي برطرف كردن نيازهاي خود قدم بردارد و به مقصود تعالي دست يابد و ديديم كه بسياري دانشمندان درمورد خدا و مسائل اعتقادي به چه درجهاي رسيده اند اين خود دليل بر خود شناسيت ريشه بساري از مشكلات عدم شناخت انسان از خود و نيازهاي مربوطه است به همين خاطر است كه به بيراه ميروند و تباه ميشوند


حضرزت علي (ع) ميفرمايند : من عرف نفسه فقد عرف ربه

يعني : هركس كه نفس خود را شناخت خداي خود را شناخته است


اگه به همين حديث درست فكر شود به جواب سوال هم رسيده ايم

ممنون از شما

يا علي

م س
انسان فقط پدر و مادر خود را انتخاب نمیکند دیگر همه انتخاب ها بر عهده خود انسان می باشد

الیماه
من کیم ؟؟؟ گر خود شناسی داشتم
کی ز خود بودن هراسی داشتم

محمد جابر
سلام بنده كه شركت كرده ام جانا.

يا علي

محمد ن ب
خوشحالم که به این جمع دعوت شدم و امیدوارم گفته های مفید دوستان سوالات بی پایان همه(از جمله من) رو حل کنه..
تغییر که ایجاد میشه. ولی اینکه مثبت باشه یا منفی...
من نمیخوام حرف تکراری بزنم اما با الهام موافقم ! خودشناسی سرچشمه همه کمالات مادی و معنویه
(این جمله سیاسی نیس!) جامعه ما به شدت از این علم محرومه ...بدتر اینکه نمی دانیم نمی دانیم...

مجری میزگرد
با سلام به همه دوستان
از اینکه با شما در این میزگرد هستم خوشحالم و امیدوارم در این میزگرد با کمک یکدیگر بتوانیم گامی در جهت دانایی گام برداریم.
از دوستمان سودا تشکر ویژه دارم که یک راهکار عملی نشان ما داد. یعنی روی یک صفحه کاغذ نقاط قوت را در یک ستون و نقاط ضعف را در ستون دیگر بنویسیم و اینها را با هم مقایسه کنیم. این کار را انجام دهید ف نتیجه اش جالب است. خودشناسی را باید از همین جا ها شروع کرد. خواندن هزار کتاب خودشناسی به شما کمک نمی کند مگر اینکه عملاً دست به مشاهده خود بزنید.
بدون این شناخت ، چه بسا ایجاد یک تغییر مخرب هم باشد. باید در ابتدا مهم ترین و ضروری ترین نقاط ضعف خود را بر طرف کنیم و گرنه انرژی مان را به خوبی استفاده نکردیم.
برای کامل تر کردن نظر سودا، پیشنهاد می کنم که کاغد را به 4 قسمت تقسیم کنیم. در دو قسمت بالایی نقاط قوت و ضعف را بنویسیم و در دو قسمت پایین فرصت ها و تهدیدهایی که با آن رو برو هستیم را ذکر کنیم. نقاط قوت و ضعف به وضعیت درونی ما مربوط است و فرصت ها و تهیدید ها به محیطی که در آن زندگی کی کنیم مرتبط است.
بعد برای اینکه تهدید ها و نقاط ضعف را به حداقل برسانیم، راهکارهای عملی ارائه دهیم.
این موضوع را ادامه خواهیم داد....
با تشکر

محمدصادق
من سرم نمیشود ولی دلم که می شود

احسان همایی
با سلام خدمت دوستان عزیز تر از جانم.ابتدا سپاسگزارم که منو به این جمع دعوت کردید.
راجع به بحث باید بگم که انسان زاینده ی سرنوشت و تمام حوادث و رویداد های زندگی خودشه .
تمام این این قدرت تحت تاثیر انرژی های درونی خودشه .
پس اولین قدم شناخت این انرژی هاست.
راههای شناخت این انرژی ها همانند تعداد این توانایی هاانسان گوناگون هستند .
مگر نه اینکه انسان اشرف مخلوقات استو روح خداوندی را به یدک میکشه .
مسلما اگه انسان چیزی رو نشناسه نمیتونه از اون استفاده کنه .
هر کسی به یه طریقی به این شناخت میرسه .
مهم رسیدن و درک بهتره .
وقتی شناختیم اونوقت میتونیم به کار بگیریمشون.و کنترل زندگی خودمونو با استفاده صحیح از این انرژی ها بدست بگیریم.
فراموش نکنید که ما هرچی بخوایم واسمون پیش میاد . مثلا من دلم میخواد فردا فلان دوستم رو ببینم که سالهاست که ندیدم.کافیه فقط اراده کنم . به همین راحتی.

محمد حقگو
سلام. فکر می کنم پاراگراف آخری رو که عنوان کرده اید با پاراگراف آخر متن اول صفحه یه مقدار مخالف باشند.در این مورد نظرم بر اینست که جهت تضارب آرا بهتر است شرکت کنندگان، یه مقدار آزادتر بتوانند نظر بدهند.
اما خود شناسی. از نظر من و با توجه به سخن امیر مومنان که در آستانه عید ولایت ایشان هستیم، صحبت از راه دراز و توشه کم است و در این حوزه است که کم ها هم مهم می شوند، کوچکترین استعدادها برای توشه برداشتن اهمیت می یابند و اینجاست که اگر کسی مثلاً نابهنجاری در اجتماع ببیند نه تنها از روی درد انسان اجتماعی که بلکه از روی درد انسانی که در این هستی پاک دارد می رود و یک دفعه به محیط غبارآلود و کثیفی که حاصل جهل دیگری است بر می خورد، مثلاً امر به معروف می کند. اینجاست که انسان با نگاه تصویر خودش در دین الهی، سراب ها را، آلودگی ها را و... را تشخیص می دهد... که گفته اند ورع، راه رفتن انسان در زمینی گٍلی است.

فرود صمیمی
سلام،بله انسان بدون شناخت خویش براحتی میتواند تغییری در زندگی اش ایجاد کند امامعلوم نیست این تغییر خوب باشد یا بد و شما هم نوع این تغییر را نگفته اید و همچنین باید معلوم کنید که این تغییر از چه نظر است؟ مادی؟ معنوی؟

مجری میزگرد
اول از همه دوستمان فرود صمیمی، چالش درستی را به بحث وارد کردند، اینکه مهم نوع تغییر است. بله نکته سنجی ایشان به جا ست. خیلی ها خودشان را بدبخت می کنند بدون اینکه شناخت خاصی از خود داشته باشند. منظور ما شناخت سازنده است. برای تخریب، برای کشتن، نیاز به شناخت نیست اما برای ساختن و برای نجات دادن نیاز به شناخت است. حتی کسانی که در زمینه های مادی هم رشد کردند مانند بسیاری از افراد ثروتمند، با شناخت توانمندی های خویش و با ایمان به آنچه در وجودشان هست اما هنوز آشکار نشده عمل کردند. مانند بیل گیتس که حاضر شد هاروارد را رها کند.
در مورد صحبت دوستمان، آقای همایی هم می خواستم خواهش کنم که تجربیاتشان را در مورد شناخت انرژی هایشان بیان کنند. مثلاً چه عواملی باشد می شود که در کار خسته شوند و انرژی شان را از دست دهند و یا اینکه هرزگاه های انرژی شان چگونه ایجاد شده و چگونه می توان جلوی آن را گرفت.


آرمین
سلام,
در پاسخ دوست گرامی م.س که نظرشون اینه که :
م س
انسان فقط پدر و مادر خود را انتخاب نمیکند دیگر همه انتخاب ها بر عهده خود انسان می باشد
-------------
باید بگم انسان حتی پدر و مادرش را هم خودش انتخاب می کنه, پیش از این جهان و بر اساس هماهنگی و توافق روحی ...
اما اغلب در این جهان نگاه ما نسبت به انتخاب, وابسته به علت و معلولهای محدود ذهنی و یا هیجانیست

فریبا ح
سلام من متاسفانه تازه با مطالب استاد ایلیاآشنا شدم خواهش میکنم راهنمائی کنید نواریاسی دی آموزشی ایشان را ازابتدا ازکجا وچگونه تهیه کنم راجع به شناخت خویش هم اینقدر میدانم که اگربه شناخت خویش نرسیم درهمه ی کارها سردرگمیم و همواره احساس خلاء میکنیم

غزال
بیرون ز جهان و جان یکی دایه ماست
فهمیدن او نه در خور مایه ماست
از معرفتش همین قدر می دانم
"ما سایه اوییم و جهان سایه ماست"
گاهی اوقات فکر می کنم که همه آن چیزی که داره اون بیرون اتفاق می افته به درونم ارتباط داره یا مکملشه یا پیشرفت دهندشه یا بازتابشه یا نمی دونم یک ارتباطی هست... بعد این توهم به من دست می ده که انگار می تونم ازین درون بیرون رو کنترل کنم ، ولی انگار برای درون هیچ راهی نیست جز اینکه یک پرده را پاره کنه و بره جلو پس ظاهرا من نیستم که تغییر می دم جریانی هست که تغییر می ده، بعد می ترسم من کجا؟ جریان کجا؟ دنیا کجا؟ من چی هستم؟ کاش می شد از این سوال فرار کرد، من حسابی گیجم و الحمدلله دیگه خیلی کنجکاو نیستم..
در مورد شناخت خود هم به نظر من خیلی درد داره... خیلی..
اول ادعا می کردم که می خوام ببینم، بعد گفتم که غلط کردم و تو ستاری نذار چیزی رو ببینم که تاب کشیدنشو ندارم؛ فکر می کنم بد جوری تنیبه شدم و گمان می کنم که قبل از هر نوع دیدنی باید بگی که خدایا چیزی رو نشونم نده که قدرت دیدنشو ندارم

رها
سلام


یه مطلب ازتون خوندم:"پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است"برای منی که بهم خیانت شده بود مسکن خیلی خوبی بود
___
جایی ندیدم که نظرم و راجع به سایتتون بگم واسه همین اینجا نوشتم آخه وقتی با هم می رفتیم حسن آباد خواستین که نظرمون و بگین
__
یه خورده دیر باز میشه..اما وقتی باز میشه یادم میاره که خدا چقدر نزدیکه که چقدر بزرگه..و اینکه "خدا عشقم و برای خودش انتخاب کرده و تمام اون فداکاری ها رو به حساب خودش میذاره"بهم آرامش میده
ممنون برای معرفی این سایت
__
شاد و بهاری باشین

منيرا طالبي
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
نه.زيرا زندگي ما انعكاس ماهيت دروني ماست

NK
این صفحه قابل خوندن نیست

http://www.safireaseman.com/Fa/ViewThought.php?id=5


1 

 
   
 
 
شرکت در میزگرد - کلیک کنید
 
 
نظر شما در مورد مطالب سایت چیست ؟
 
 
 
 
 
 
 
©2010 All rights reserved . Powered by SafireAseman.com