
ØØ³ÙŠÙ†(ع) از ديدگاه دکتر شريعتي
«شهيد در لغت، به معناي
ØØ§Ø¶Ø±ØŒ ناظر، به معناي گواه Ùˆ گواهي دهنده Ùˆ خبر دهنده راستين Ùˆ امين Ùˆ هم‌چنين به
معني آگاه Ùˆ نيز به معني Ù…ØØ³ÙˆØ³ Ùˆ مشهود، کسي Ú©Ù‡ همه‌ي چشم‌ها به او است Ùˆ بالاخره
به معني نمونه، الگو و سرمشق است.»(1)
«شهيد، قلب تاريخ است؛
هم‌چنان Ú©Ù‡ قلب به رگ‌هاي خشک اندام، خون، ØÙŠØ§Øª Ùˆ زندگي مي‌دهد، جامعه‌اي Ú©Ù‡ رو به
مردن مي‌رود، جامعه‌اي Ú©Ù‡ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù†â€ŒØ§Ø´ ايمان خويش را به خويش، از دست داده‌اند Ùˆ
جامعه‌اي Ú©Ù‡ به مرگ تدريجي Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± است، جامعه‌اي Ú©Ù‡ تسليم را تمکين کرده است، جامعه‌اي
Ú©Ù‡ Ø§ØØ³Ø§Ø³ مسئوليت را از ياد برده است Ùˆ جامعه‌اي Ú©Ù‡ اعتقاد به انسان بودن را در
خود باخته است Ùˆ تاريخي Ú©Ù‡ از ØÙŠØ§Øª Ùˆ جنبش Ùˆ ØØ±Ú©Øª Ùˆ زايش بازمانده است؛ شهيد هم‌چون
قلبي، به اندام‌هاي خشک مرده بي‌رمق اين جامعه، خون خويش را مي‌رساند و بزرگ‌ترين
معجزه‌ي شهادت‌اش اين است که به يک نسل، ايمان جديد به خويشتن را مي‌بخشد. شهيد
ØØ§Ø¶Ø± است Ùˆ هميشه جاويد؛ Ú©ÙŠ غائب است؟» (2)
«شهادت ØØ³ÙŠÙ†ÙŠ Ú©Ø´ØªÙ‡ شدن
مردي است Ú©Ù‡ خود براي کشته شدن خويش قيام کرده است... امام ØØ³ÙŠÙ† عليه‌السلام از
مقوله ديگري است؛ او نيامده است که دشمن را با زور شمشير بشکند و خود پيروز شود، و
بعد موÙÙ‚ نشده Ùˆ يا در ÙŠÚ© تصاد٠يا ترور توسط ÙˆØØ´ÙŠØŒ کشته شده باشد. اين طور نيست،
او در ØØ§Ù„ÙŠ Ú©Ù‡ مي‌توانسته است در خانه‌اش بنشيند Ùˆ زنده بماند، به پا خاسته Ùˆ
آگاهانه به استقبال مردن Ø´ØªØ§ÙØªÙ‡ Ùˆ در آن Ù„ØØ¸Ù‡ØŒ مرگ Ùˆ Ù†ÙÙŠ خويشتن را انتخاب کرده
است... امام ØØ³ÙŠÙ† عليه السلام ÙŠÚ© شهيد است Ú©Ù‡ ØØªÙŠ Ù¾ÙŠØ´ از کشته شدن خويش به شهادت
رسيده است؛ نه در گودي قتلگاه، بلکه در درون خانه خويش، از آن Ù„ØØ¸Ù‡ Ú©Ù‡ به دعوت وليد
- ØØ§Ú©Ù… مدينه - Ú©Ù‡ از او بيعت مطالبه مي‌کرد، «نه» Ú¯ÙØªØŒ اين، «نه» طرد Ùˆ Ù†ÙÙŠ چيزي
بود Ú©Ù‡ در قبال آن، شهادت انتخاب شده است Ùˆ از آن Ù„ØØ¸Ù‡ØŒ ØØ³ÙŠÙ† شهيد است.»(3)
سمبل شهادت ØØ³ÙŠÙ†ÙŠ Ø¯Ø± اين
ØªØ¹Ø±ÙŠÙØŒ تنها Ø³Ù„Ø§Ø Ù¾ÙŠØ±ÙˆØ² است. البته شهادت ØØ³ÙŠÙ†ÙŠ Ø´Ø±Ø§ÙŠØ· ويژه خود را مي‌طلبد. وقتي
ظلم، Ø§Ù†ØØ·Ø§Ø· Ùˆ Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù همه گير مي‌شود Ùˆ ارزش‌هاي والاي اسلامي مسخ مي‌گردد Ùˆ موعظه‌ها
برگوش‌هاي سنگين کارگر Ù†Ù…ÙŠâ€ŒØ§ÙØªØ¯. ØØ³ÙŠÙ† با همه‌ي دانايي به عدم توانايي خود در پيروزي
ظاهري بر دشمن، علناً به پيشواز مرگ مي‌رود و با انتخاب شهادت، بزرگ‌ترين کاري را
که مي‌شد کرد، انجام مي‌دهد.
شرايط نهضت امام ØØ³ÙŠÙ†
عليه السلام
«شکل مبارزه‌اي Ú©Ù‡ ØØ³ÙŠÙ† انتخاب کرده، قابل Ùهميدن نيست مگر اين
Ú©Ù‡ اوضاع Ùˆ شرايطي Ú©Ù‡ ØØ³ÙŠÙ† در آن شرايط، قيام خاص خودش را آغاز کرد، Ùهميده بشود...
اکنون ØØ³ÙŠÙ† مسئول نگاهباني انقلابي است Ú©Ù‡ آخرين پايگاه‌هاي مقاومتش از دست Ø±ÙØªÙ‡
است Ùˆ از قدرت جدش Ùˆ پدر Ùˆ برادرش، يعني ØÚ©ÙˆÙ…ت اسلام Ùˆ جبهه‌ي ØÙ‚يقت Ùˆ عدالت، ÙŠÚ©
شمشير برايش نمانده Ùˆ ØØªÙŠ ÙŠÚ© سرباز! سال‌هايي است Ú©Ù‡ بني اميه همه‌ي پايگاه‌هاي اجتماعي
را ÙØªØ کرده است.»(4)
اسلام در اين زمان، چون پوستين وارونه شده است; ارزش‌هاي اسلامي رنگ باخته Ùˆ دين با ØØ§Ú©Ù…يت
Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ÙØ§Ø³Ø¯ Ùˆ غاصب، رو به Ø§Ù†ØØ·Ø§Ø· Ùˆ Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù مي‌رود. ØØ³ÙŠÙ† در چنين شرايطي براي اصلاØ
دين قيام مي‌کند...
در نتوانستن نیز بايستن
هست
Â«ÙØªÙˆØ§ÙŠ ØØ³ÙŠÙ† اين است: آري! در نتوانستن نيز بايستن هست; براي
او زندگي، عقيده و جهاد است. بنابراين، اگر او زنده است و به دليل اين که زنده
است، مسئوليت جهاد در راه عقيده را دارد. انسان زنده، مسئول است Ùˆ نه Ùقط انسان
توانا. Ùˆ از ØØ³ÙŠÙ†ØŒ زنده‌تر کيست؟ در تاريخ ما، کيست Ú©Ù‡ به اندازه‌ي او ØÙ‚ داشته
باشد Ú©Ù‡ زندگي کند؟ Ùˆ شايسته باشد Ú©Ù‡ زنده بماند؟ Ù†ÙØ³ انسان بودن، آگاه بودن، ايمان
داشتن، زندگي کردن، آدمي را مسئول جهاد مي‌کند Ùˆ ØØ³ÙŠÙ† مثل اعلاي انسانيت زنده،
عاشق Ùˆ آگاه است. توانستن يا نتوانستن، ضع٠يا قدرت، تنهايي يا جمعيت، Ùقط Ø´Ú©Ù„
انجام رسالت Ùˆ چگونگي تØÙ‚Ù‚ مسئوليت را تعيين مي‌کند نه وجود آن را.»(5)
هنر خوب مردن
«آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه‌ي آنها که
جهاد را تنها در توانستن مي‌Ùهمند Ùˆ به همه‌ي آنها Ú©Ù‡ پيروزي بر خصم را تنها در
غلبه، بياموزد که شهادت نه يک باختن، که يک انتخاب است; انتخابي که در آن، مجاهد
با قرباني‌کردن خويش در آستانه معبد آزادي Ùˆ Ù…ØØ±Ø§Ø¨ عشق، پيروز مي‌شود Ùˆ ØØ³ÙŠÙ† «وارث
آدم» - که به بني آدم زيستن داد - و «وارث پيامبران بزرگ» - که به انسان چگونه بايد
زيست را آموختند - اکنون آمده است تا در اين روزگار به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† آدم چگونه بايد
مردن را بياموزد.»(6)
آثار شهادت امام ØØ³ÙŠÙ†
عليه السلام
«برخي درباره‌ي آثار شهادت ØØ³ÙŠÙ†ÙŠ ØªØ±Ø¯ÙŠØ¯ کردند! Ùˆ آن را قيامي
خوانده‌اند Ú©Ù‡ شکست خورده است. Ø´Ú¯ÙØªØ§! کدام جهاد Ùˆ کدام جنگ پيروزي بوده ‌است Ú©Ù‡
دامنه‌ي ÙØªÙˆØØ§Øªâ€ŒØ§Ø´ در Ø³Ø·Ø Ø¬Ø§Ù…Ø¹Ù‡ در عمق انديشه Ùˆ Ø§ØØ³Ø§Ø³ Ùˆ در طول زمان Ùˆ ادوار تاريخ،
اين همه گسترده و عميق و بارآور باشد؟...
ØØ³ÙŠÙ† با شهادت «يد بيضاء» کرد، از خون شهيدان «دم Ù…Ø³ÙŠØØ§Ø¦ÙŠÂ» ساخت Ú©Ù‡ کور را
بينا مي‌کند Ùˆ مرده را ØÙŠØ§Øª مي‌بخشد... اما نه تنها در عصر خويش Ùˆ در سرزمين خويش،
Ú©Ù‡ «شهادت» جنگ نيست، رسالت است. Ø³Ù„Ø§Ø Ù†ÙŠØ³ØªØŒ پيام است. کلمه‌اي است Ú©Ù‡ با خون ØªÙ„ÙØ¸
مي‌شود.»(7)
زندگان جاويد
«آنها که تن به هر ذلتي مي‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌هاي
خاموش Ùˆ پليد تاريخ‌اند Ùˆ ببينيد آيا کساني Ú©Ù‡ سخاوتمندانه با ØØ³ÙŠÙ† به قتلگاه خويش
آمده‌اند Ùˆ مرگ خويش را انتخاب کرده‌اند - در ØØ§Ù„ÙŠ Ú©Ù‡ صدها گريزگاه آبرومندانه براي
ماندنشان بود و صدها توجيه شرعي و ديني براي زنده ماندن‌شان بود - توجيه و تاويل
نکرده‌اند و مرده‌اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها که براي ماندن‌شان تن به ذلت و
پستي، رها کردن ØØ³ÙŠÙ† Ùˆ تØÙ…Ù„ کردن يزيد دادند، کدام هنوز زنده‌اند؟؟؟ هرکس زنده
بودن را Ùقط در ÙŠÚ© لش Ù…ØªØØ±Ú© نمي‌بيند، زنده بودن Ùˆ شاهد بودن ØØ³ÙŠÙ† را با همه وجودش
مي‌بيند، ØØ³ مي‌کند Ùˆ مرگ کساني را Ú©Ù‡ به ذلت‌ها تن داده‌اند تا زنده بمانند، مي‌بيند.»(8)
مسئوليت ما
«اين Ú©Ù‡ ØØ³ÙŠÙ† - پس از اين Ú©Ù‡ همه‌ي عزيزان‌اش را در خون مي‌بيند
Ùˆ جز دشمن کينه‌توز Ùˆ غارتگر در برابرش نمي‌بيند - ÙØ±ÙŠØ§Ø¯ مي‌زند Ú©Ù‡: «آيا کسي هست
که مرا ياري کند ...؟» «هل من ناصر ينصرني؟». مگر نمي‌داند که کسي نيست
Ú©Ù‡ او را ياري کند ...ØŸ اين «سؤال»، سؤال از تاريخ ÙØ±Ø¯Ø§ÙŠ Ø¨Ø´Ø±ÙŠ است Ùˆ اين
پرسش، از آينده است و از همه‌ي ماست ...»(9)
...
پي نوشت ها 1. ØØ³ÙŠÙ† وارث آدم، مجموعه آثار، 19ØŒ
«شهادت» دکترعلي شريعتي، ص 171.
2. همان، «پس از شهادت»، ص 204.
3. همان، ص 216، 222 و 223.
4. همان، ص 136.
5. همان، ص 166 و 167.
6. ØØ³ÙŠÙ† وارث آدم، ص 171.
7. همان، ص 187 و 188.
8. همان، ص 203 و 204.
9. همان، ص 203.
منبع: http://www.emamhossein.com/ashoora dar nazare digaran-dr
shariati.htm
با اندکی تلخیص
بازگشت
Share
|