بـسـم الله الرّØÙ…Ù† الرّØÛŒÙ…
بنام خداوند بینهایت بخشنده و
مهربان
"آَمَّن ÛŒÙØ¬ÛŒØ¨Ù Ø§Ù„Ù…ÙØ¶Ø·ÙŽØ±Ù‘ÙŽ Ø§ÙØ°Ø§
Ø¯ÙØ¹Ø§Ù‡Ù ÙˆÙŽ یَکشÙÙ٠السّÙوء"
"یا آن کس که، درمانده را وقتی او را بخواند، اجابت می‌کند و
Ù…ØÙ†Øª از او بر می‌دارد..."
" دعای Ù…Ù€ÙØ¶Ø·Ø± "
الهی،
نمی دانم! ما دعا می‌کنیم و٠تو اجابت می‌کنی
و یا تو اجابت کرده‌ای و دعایش را
به ما می‌بخشی
الهی، زیر عرش‌ات، پر از دعوت‌هاست
پر از اجابت‌های قبل از دعاست
و پراز دعاهایی که،
بعد از اجابت‌های تو، خواسته می‌شوند
الهی، به شهادت خودت، به رØÙ…انیت Ùˆ
رØÛŒÙ…ی‌‌ات
و به شهادت اینکه چه بارها دعاهایم
را اجابت کرده‌ای،
و، الهی به شهادت همین آیۀ عزیزت:
"کیست آن کس که اجابت می‌کند..."
Ùˆ خودت Ú¯ÙØªÙ‡ ای Ú©Ù‡ اوّل، تو اجابت
می‌کنی...
الهی، ای همۀ "همان کـَـسـَـم"
ای همان کسی که، صدا و٠دعای من Ù
درمانده را می‌شنود
وَ پیش از درماندگی‌ام، وَ قبل از
Ø´ÙÙ€Ú©Ùˆ Ùه‌ام،
جوابم را داده است...
الهی، ای آنکه دعای مضطر را می‌شنوی
و در دَم، به او پاسخ می‌دهی
و تهدید و آسیب را از او دور می‌کنی؛
الهی، میان تو و٠من رابطه ایست،
تو خدایی تو را به بندگی من، نزدیک
می‌کند...
الهی، میان من و٠تو،
"پیوند"یـست:
"دعایی"، که مرا به تو
پیوند می‌زند...
و میان تو و من، " وعده"
ایست
که "اجابت تو" را به من
متصّل می‌سازد...
الهی، مخاطب من تویی، که خدایی
با همۀ وعده‌های خوب اجابتت
Ùˆ مقابل تو، منم Ú©Ù‡ Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø±Ù…
با همۀ عجز و نیازهای مکررم،
الهی، سؤال من، هیچ؛
امّا، همۀ شجاعتم اینست که "
تو" خدای منی؛
الهی، دعای من به کنار؛
امّا، همۀ امیدم اینست که " تو"
پاسخم می‌دهی
الهی، هزار باره می‌بوسمت، خدا
چه اجابت کنی یا نه؛
و هزار باره سجده‌ات می‌کنم ، خدا
شکر اینکه، اجازۀ خواندنت را به من
داده‌ای...
الهی، همۀ اصل‌ها تویی
Ùˆ همۀ ÙØ±Ø¹â€ŒÙ‡Ø§ هم از آن توست،
الهی، هم اصل دعایی و هم عین پاسخی،
هم آمینی و هم ربّ العالمین
الهی، خدای منی، خالق منی
ربّ منی، عزیز منی، نازنین منی،
الهی، من هم نشان تو و٠آیۀ توام
نشان عشق توام، آیۀ نیارمندی به
توام...
الهی، پس جز به ØØ¶ÙˆØ± خدایی‌ات،
به ØØ¶ÙˆØ± خدای خودم، جایی نمی‌روم
به غیر ØØ¶ÙˆØ± تو نه جایی هست،
نه کسی هست، نه دعایی، نه پاسخی...
الهی، جز تو خدایی نیست؛
پس باز، الهی، به ØØ¶ÙˆØ± تو آمده‌ام
خدایا، می‌دانم که می‌دانی امّا، باز
اقرار می‌کنم
و یقین دارم که باخبری امّا، باز
اعلام می‌کنم
الهی، تسلیمم وخدمتگزار توام
تسلیمم و بندۀ توام
الهی، تسلیمم و در اضطرارم
الهی، تسلیمم و در اضطرارم
الهی، تسلیمم و در اضطرارم
الهی، به ØØ¶ÙˆØ± تو آمده‌ام،
پیش خدای خودم
مضطر و بیچاره آمده‌ام
الهی، این من، که بندۀ توام
و این تو، که خدای منی
الهی، این همۀ امور بنده‌ات
همۀ نگرانی‌ها و ترس‌ها و مسائـلـم
الهی، همۀ اختیار و همۀ اضطرارم را
به خودت سپرده‌‌ام
الهی، من خسته‌ام،
مضطر و مضطربم
و به نزد تو بهپناه آمده‌‌ام
به پیش خدایی که برایم همیشه بوده‌ای،"هستی"
Ùˆ به پای من، با همۀ ضعÙ‌ها Ùˆ شکست‌هایم،
ایستاده‌ای؛
الهی، یا Ø³Ù…ÛŒØ¹Ù Ø§Ù„Ø¯Ù‘ÙØ¹Ø§
یا سمیع، یا شنوندۀ دعا
ای شنوندۀ ندای Ø®Ùی، از دل زکریّا
یا سمیع، ای شنوندۀ توبۀ یونس در
دل ماهی
یا سمیع، ای شنوندۀ اضطرار ایّوب
در شکیبایی
صدای اضطرارمرا می‌شنوی
Ùˆ کار ÙØ±ÙˆØ¨Ø³ØªÛ€ مرا می‌بینی
Ùˆ از اØÙˆØ§Ù„ زار Ùˆ رازهای من خبر
داری
الهی، از خویش مضطرم، از بیگانه
مضطرم
و از تدبیر هر کاری، مضطر...
الهی، آنچه به اختیار و قوّت من
است، هیچ است
و آنچه به اراده و اقتدار توست،
همه چیز
الهی، آنچه من می‌دانم، هیچ است
وآنچه تو می‌دانی، همه چیز
الهی، همۀ توان من، در خواندن توست
و همۀ دانایی و بینایی‌ام، به
نگاهی از توست
الهی، چشم منی، دانش منی،
همۀ ØÙˆÙ„ Ùˆ قوّت منی
الهی، بار سنگین است، دیگر نمی کشم
جانی برای کشیدنم باقی نیست...
الهی، طاقتم، طاق است،
صبرم نمی‌کشد
لبریز و در لبۀ تیغ پرتگاه‌ام... نزدیک
شکستنم
الهی، در، پشت در، بسته می‌شود
کلید، پشت کلید، می‌شکند
مشت، پشت مشت، می‌کوبم
و هیچ پاسخی نمی آید...
الهی، دعای مرا، گریه‌های مرا،
الهی، صبر بیقرار مرا Ùˆ Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ سکوت
مرا
الهی، همۀ اضطرار مرا
اجابت Ú©Ù† Ùˆ Ù…ØÙ†Øª از شانه‌ام بردار
الهی، به دست "یَـد٠اللهی‌ات"
درها، گره‌ها Ùˆ Ù‚Ùل‌ها را بگشا...
الهی، دلها Ùˆ چشم‌ها Ù…ØØ²ÙˆÙ† Ùˆ تیره‌اند
ای نور آسمانها و ای نور در زمین
به دل و چشم و جان ما برگرد
الهی، وا دردا! که جانم درد می‌کند،
جسمم درد می‌کند
و قلبم به درد آمده‌ست
الهی، وا دردا! که چشمم خشک شد و
آه‌ام سکوت کرد،
کلامم به واژه در نمی‌آید...
الهی، وا دردا! که درد هست و دارو
نیست
و طبیبان مریض و بیمارند
الهی " ای اسم تو Ø´ÙØ§ØŒ Ùˆ
یاد تو دوا"
ای نگاه تو درمان و لط٠تو، دارو
ای قطره ای از نور تو، علاج تاریکی
ای ØÙ€ÙŽÙ€Ø¨Ù‘Ù‡ ای از عشق تو، Ø´ÙØ§ÛŒ کلّ
مرض
ای ذرّه ای از Ø±ÙˆØ ØªÙˆØŒ درمان هر Ú†Ù‡
مریض
الهی، ای نور، ای ÙØªÙˆØØŒ ای بینهایت
٠رØÙ…ت
ای خوب، ای خدا، ای جمیع کلّ Ù…ØØ¨Ù‘ت
الهی، ای دلت مثل نور، نازک
ای Ùیض Ùˆ لط٠تو، مثال ابر بارنده
ای زود راضی، ای زود راضی، ای زود
راضی...
الهی، ای به دنبال بهانه‌ای، برای
بخشیدن
الهی، اسمت خدا و رسمت خدایی کردن
الهی، اسمت رØÛŒÙ… Ùˆ رسمت عشق ورزیدن
الهی، اسمت Ù…Ùـجیب Ùˆ رسمت اجابت
کردن
الهی، ای خدای من، ای همۀ عشق و
ایمانم
ای نازنینم، ای نازبالش Ø§ÙØªÙ‘ـکاء Ùˆ
توکÙّـلم
الهی، تو خدایی، امّا من هم بندۀ
توام
تو توانایی، و من هم پر از ناتوانی‌‌ام
و تو درمانی، و من هم پر از درد
سرم
الهی، مضطرم، امّا خدای من، مضطر نیست
قادر است، قاهر است، توانا و
بخشنده ست
الهی Ø³ÙØ±Û€ دلم را برایت گشوده‌ام
و دردهای رنگ، رنگ مرا می‌بینی
الهی، ØØ²Ù† Ùˆ اضطرار مرا می‌بینی
هول و اضطراب مرا می‌دانی
الهی، به ØÙ‚ وعده‌های خودت
که به همۀ وعده‌های تو یقین دارم
Ùˆ خودت Ú¯ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒØŒ بخوان Ú©Ù‡ جوابت می‌دهم
Ú¯ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒØŒ بخواه Ú©Ù‡ ØÙ…ایتت می‌کنم
بمان و اصرار کن که در به رویت می‌گشایم
الهی، Ø³ÙØ±Û€ دلم را برایت گشوده‌‌ام
به Ø³ÙØ±Û€ دل بی آب Ùˆ نان من قدم
بگذار
به رسم بنده نوازی دل مرا مشکن
الهی، تو که بیایی، نور و نان و آب
می‌آید
تو Ú©Ù‡ بیایی، ÙØªÙˆØ Ùˆ گشایش امور می‌آید
تو Ú©Ù‡ بیایی، Ø´ÙØ§ÛŒ همۀ دردها می‌آید
تو که بیایی، آسمان با ملکوتش به
خانه مان می‌آید
تو که بیایی، خدا می‌آید
آمین Ùˆ ÙØ¶Ù„ Ùˆ کرم بی منتها می‌آید
و آمدن خدا برای همۀ اضطرار من
کاÙیست
برای عمر دو جهانم،
برای کلّ نیازهای من بس است...
الهی، الهی، الهی
"آَمَّن ÛŒÙØ¬ÛŒØ¨Ù Ø§Ù„Ù…ÙØ¶Ø·ÙŽØ±Ù‘ÙŽ
Ø§ÙØ°Ø§ Ø¯ÙØ¹Ø§Ù‡Ù ÙˆÙŽ یَکشÙÙ٠السّÙوء"
( ...تکرار... )
آمین یا ربّ العالمین
Ùˆ الØÙ…د لله ربّ العالمین
سرودۀ رامیلیا
منبع: کانال شاهدان
https://telegram.me/joinchat/Bej01jvnOLSQtReJDDWg5Q