بسم الله الرØÙ…Ù† الرØÛŒÙ…
الهی، بهانه زنده بودنم،
مهربان خدایم.
قدر شب است و شب قدر.
عشق غوغا بپا کرده Ùˆ عاشقی آسمان را Ø´Ú¯ÙØª زده، چشمان ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† از این همه عشق گشاده
Ùˆ دهانشان باز مانده، Ùˆ زمین Ùˆ زمان به ÙØ±Ù…انت Ù†ÙØ³ در سینه ØØ¨Ø³ کرده اند.
خواسته ای به بهانه ای
لط٠و بخششت را بر زمینیان ببارانی.
الهی می دانم لیکن نمی
دانم هستم یا نیستم تا بتوانم شماره گر شب های انتظار را برایت بازگویم که چگونه
چشم در راهت و سر بر زمین نهاده و سجده کنان و گریان و نالان برایت بی کران خواندم، ترا خواهم و جز تو را
نخواهم.
اینک می خواهی شب قدر
مرا Ù…ØÚ© زنی Ú©Ù‡ تو را خواهم یا آنچه غیر
توست. نالان گریان میخواهم Ù‚ÙØ³ تن را Ú©Ù‡ اینک برایم تنگ تنگ است پاره کنم Ùˆ سویت
پر گشایم که هر شبم به اندازه قدرت عشقت آزمونها پس داده ام تا بتوانم بوی خوشت را
در Ù†ÙØ³ هایم ØØ¨Ø³ نمایم Ùˆ ترا Ú©Ù‡ یگانه معبود دوست داشتنی هستی دوست بدارم.
مرا قدر عشقت بس است که
عشق تو مرا بس.
اینک به بهانه شب قدر
کدامین Ù…ØÚ© را بر من زنی
که چنین عاشق و شیدا به سویت آمده ام تا بدانی که قدر عشقت بیکران قیمت
دارد Ùˆ من آن را به بهانه ای Ùˆ بهایی Ù†ÙØ±ÙˆØ´Ù….
الهی، خود دانی که
چگونه Ù…ÛŒ خواهی مرا در شب قدر Ù…ØÚ© زنی.
زیرا نمیدانم هستم یا نیستم. عشقت مرا از خودم ربوده است. پس اگر می خواهی بر
من بباری شبنم عشقت را هر چه بیشتر بر دل گداخته ام بباران.
الهی آمین به قدر شب های
عاشقی
توسط:
نورسا