
كليد دست‌يابي به بهترين‌ها
بسم ا... الرØÙ…Ù†
الرØÙŠÙ…
دست ÙŠØ§ÙØªÙ† به بهترين‌ها، آرزوي همه‌ي ماست، اما عجيب است كه
انگار هر چه‌قدر براي تØÙ‚Ù‚ اين آرزو مي‌كوشيم باز هم به آن نمي‌‌رسيم!
راستي چرا؟ آيا بايد بيش از اينها بكوشيم؟
شايد اين‌طور باشد، اما Ø§ÙØ²Ø§ÙŠØ´ كوشش كاÙÙŠ نيست، بلكه در اين
راستا ضروري است كه شيوه‌ي تلاشمان را نيز Ø§ØµÙ„Ø§Ø ÙƒÙ†ÙŠÙ…ØŒ آن هم از پايه Ùˆ اساس. اما
ببينيم چرا و چگونه...
با خواندن سطرهاي بعدي درمي‌يابيم كه شيوه‌ي تلاش ما براي
دست ÙŠØ§ÙØªÙ† به بهترين‌ها به دختركوچولوي قالي‌باÙÙŠ مي‌ماند كه مي‌خواهد تمام گره‌هاي
قالي‌اش را از نخ صورتي رنگي بزند كه بيش از ديگر نخ‌هاي رنگي دوستش دارد، و دلش
نمي‌خواهد بعضي از گره‌هاي قالي‌اش به رنگ‌هاي ديگري باشد كه او دوستشان ندارد!
درست همان‌طور كه ما نيز مي‌خواهيم تمام Ù„ØØ¸Ø§Øª زندگي‌مان Ùˆ هر چيزي كه در آن هست Ùˆ
نيست به رنگي شاد و به دلخواهمان رنگ بخورد. اما آن‌چه اين رويكرد برايمان
به ارمغان مي‌آورد تنها يك قالي تماماً صورتي، يا يك تابلوي يك‌دست صورتي و يا
جهاني است تماماً صورتي (مانند جهان دلخواه پلنگ صورتي!) البته اين به ظاهر Ù…Ø²Ø§ØØŒ
در واقع يك Ù…Ø²Ø§Ø Ù†ÙŠØ³Øª بلكه، تصويري است از ØÙ‚يقت آن‌چه كه ما انجامش مي‌دهيم!
اگر بخواهيم زمين زندگي ما با بهترين قالي عالم Ù…ÙØ±ÙˆØ´ شود،
و ديوارهاي زندگي‌مان به زيباترين و بهترين تابلو‌ها آراسته، بايد اجازه دهيم كه
خالقي بزرگ و خلاق، در هر زمان با رنگي كه خود مي‌داند گره‌اي بر قالي زندگي ما
بزند و به هر رنگي كه مي‌داند قلمي بر تابلويمان. گاه صورتي و گاه آبي، ... و گاه
سÙيد Ùˆ گاه سياه. شايد بعضي از رنگ‌هايي كه او به‌كار مي‌گيرد مورد پسند Ùˆ خوشايند
ما نباشد، اما اگر در كار او دخالتي نكنيم، در نهايت شاهد شاهكاري بي‌نظير از او
خواهيم بود.
اگر خداوند مي‌خواست به شيوه‌ي ما Ø¬Ù‡Ø§Ù†â€ŒØ¢ÙØ±ÙŠÙ†ÙŠ ÙƒÙ†Ø¯ØŒ ديگر
كارش اين شاهكار خلقت نبود؛ خلقتي كه در آن هم روز٠روشن هست و هم شب٠تاريك، هم
ØµØØ±Ø§ÙŠ Ø¨ÙŠâ€ŒØ¹Ù„Ù Ùˆ هم جنگل سرسبز، هم خشكي Ùˆ هم دريا، Ùˆ هم بهار Ùˆ هم پاييز...
به بياني ديگر، براي رسيدن به بهترين‌ها بايد ÙØ±Ù…ان اتومبيل
زندگي‌مان را به دست خداوند بسپاريم، او شايد ما را از بيابان‌هاي لم‌يزرع و
گذرگاه‌هاي صعب‌العبور نيز بگذراند، اما در نهايت به جايي ÙØ±Ø§Ø³ÙˆÙŠ Ø§Ù†Ø¯ÙŠØ´Ù‡ مي‌ر‌ساندمان،
به جايي Ø´Ú¯ÙØªâ€ŒØ§Ù†Ú¯ÙŠØ²ØªØ± از بهشت!
اما پيش از هر چيز بايد كمي هم كه شده، از راندن به سوي آن
مقصدي كه خودمان بهترين مي‌پنداريمش كوتاه بياييم، و درك كنيم كه بر خلا٠تصور ما
آن‌جايي كه ديگران به آن رسيده‌اند، گاه ØØªÙŠ Ø®ÙˆØ¨ هم نيست، Ú†Ù‡ رسد به بهترين! بلكه
بيشتر به تصويري خيالي از بهترين مي‌ماند، كه سراب‌گونه از دور دل را مي‌برد و از
نزديك زهره را. آن‌جايي كه ديگران به آن رسيده‌اند بهترين نيست چرا كه آن ديگران
خود نيز هنوز در جست‌و جوي بهتر و بهترين‌اند!
راه رسيدن به بهترين‌ها آن است كه به‌جاي سعي در رسيدن به
جايي كه ديگران به آن رسيده‌اند، اجازه دهيم دست خداوند ما را به آن‌جايي كه مي‌خواهد
ببرد Ùˆ Ø·Ø±Ø Ø§Ù„Ù‡ÙŠ در زندگي مان جاري Ùˆ ساري شود...
ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ كاري نيز كه مي‌توانيم در اين راستا انجام دهيم آن
است كه اين اندازه سرسختانه براي اجراي طرØâ€ŒÙ‡Ø§ÙŠ Ø¯Ù„Ø®ÙˆØ§Ù‡ خودمان در زندگي Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÙŠ
نكنيم و به اين ترتيب سعي كنيم انعطا٠و پذيرش لازم را براي منقوش شدن تابلوي
زندگي‌مان به Ø·Ø±Ø Ø§Ù„Ù‡ÙŠØŒ در خود ايجاد كنيم.
نيكا
بازگشت
Share
|