|
قرآن و ويژگيها
ویژگی زیبایی، هماهنگی و موزونی قرآن
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿زمر23﴾
خدا زيباترين سخن را به صورت كتابى كه [آياتش] همانند يكديگر و با هم سازگار است نازل كرده است. آنان كه از پروردگارشان خشيت دارند، پوست بدنشان از آن به لرزه مىافتد. سپس پوستشان و دلشان به ياد خدا نرم و آرام مىگردد. اين است هدايت خدا كه هر كس را بخواهد به آن هدايت مىكند. و هر كه را خدا گمراه كند او را راهبرى نخواهد بود. (زمر23)
قرآن سخن رب العالمین است
تَنزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿سجدة2﴾
نازل کردن اين كتاب، كه هيچ [جاى] شكى در آن نيست از طرف پروردگار جهانيان است. (سجده2)
معرفی قرآن
كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿فصلت3﴾
كتابى است كه آيات آن تفصيل داده شده [به شكل] قرآنى به زبان عربى براى مردمى كه میدانند. (فصلت3)
بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿فصلت4﴾
بشارتگر و هشدار دهنده است. ولى بيشتر آنان رويگردان شدند، از اين رو [چيزى] نمىشنوند. (فصلت4)
قرآن كتاب هدايتگر و روشنگر
الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ ﴿حجر1﴾
الف، لام، را. اين آيات كتاب و قرآن روشنگر است.
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿زخرف2﴾
سوگند به [اين] كتاب روشنگر. (زخرف2)
ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿بقرة2﴾
آن كتاب [بلند مرتبه] هيچ ترديدي در آن نيست، راهنماي پرهيزگاران است.
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿نحل44﴾
[آنها را] با حجتها و كتابها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوي تو فرستاديم تا براي مردم آنچه را كه به سويشان نازل شده است بيان كني و اميد كه بينديشند.
الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿إبراهيم1﴾
الف، لام، را. [اين] كتابي است كه آن را به سوي تو نازل كرديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكيها به سوي روشنايي در آوري، به راه آن شكستناپذير ستوده.
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿نمل76﴾
بىگمان، اين قرآن بسيارى از چيزهايى را كه بنىاسرائيل در آن اختلاف دارند برايشان حكايت مىكند.
قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴿أنعام104﴾
به راستي شما را روشنگريهايي از سوي پروردگارتان آمده است پس هر كه چشم باز كند [و بنگرد] به سود خود اوست، و هر كه كوري كند [و ننگرد] به زيان اوست و من محافظ شما نيستم.
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿أنعام153﴾
و همانا راه راست من همين است، پس از آن پيروي كنيد و به راههاي [متفرقه] نرويد كه موجب تفرقه و جدايي از راه او شود. اين است آنچه خدا شما را به آن سفارش كرد، باشد كه شما پرهيزكار شويد. (انعام 153)
ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا ﴿إسراء39﴾
اينها از جمله حكمتهايي است كه پروردگارت به تو وحي كرده است، پس با خدا معبود ديگري قرار مده كه ملامت زده و مطرود در جهنم افكنده ميشوي. (اسراء39)
وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿إسراء105﴾
و آن [قرآن] را به حق نازل كرديم و به حق هم نازل شد، و تو را جز بشارت دهنده و بيم رسان نفرستاديم. (اسراء105)
از پیامهای اصلی قرآن کریم
الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿هود1﴾
الف، لام، را. كتابي است كه آيات آن استحكام يافته، سپس از جانب حكيمي آگاه توضيح داده شده است.
أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿هود2﴾
كه جز خدا را نپرستيد و من شما را از جانب او بيم دهنده و مژده رسانم.
هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ﴿إبراهيم52﴾
اين [قرآن] پيامي روشني براي مردم است، و براي اين كه بدان انذار شوند و بدانند كه تنها او معبود يگانه است، و تا صاحبان خرد پند گيرند.
وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿هود3﴾
و ديگر اين كه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او روي كنيد تا شما را از بهرهاي نيكو تا مدتي معين بهرهمند سازد و به هر صاحب فضيلتي فضل او را [به تناسب كمالش] عطا كند. و اگر رويگردان شويد، من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناكم.
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿نحل44﴾
[آنها را] با حجتها و كتابها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوي تو فرستاديم تا براي مردم آنچه را كه به سويشان نازل شده است بيان كني و اميد كه بينديشند.
عظمت قرآن
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ﴿واقعة77﴾
قطعا اين قرآنى كريم است.
فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿واقعة78﴾
كه در كتابى مستور [لوحى محفوظ] جاى دارد.
لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿واقعة79﴾
كه جز پاكان بر آن دست نيازند.
تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿واقعة80﴾
نازل شدهاى از جانب پروردگار جهانيان است.
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ﴿حاقة40﴾
كه اين [قرآن] قطعا گفتار فرستادهاى بزرگوار است.
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿جاثية2﴾
فرو فرستادن [اين] كتاب از جانب خداى شكست ناپذير حكيم است.
تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿أحقاف2﴾
اين كتاب از جانب خداى شكست ناپذير حكيم نازل شده است.
وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ ﴿حاقة51﴾
و اين [قرآن]، بىشبهه، حقيقت ثابت است.
لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿حشر21﴾
اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم، بىشك آن را از بيم خدا خاكسار و متلاشى مىديدى، و اين مثلها را براى مردم مىزنيم، باشد كه آنها فكر كنند.
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿زخرف4﴾
و همانا آن در امّ الكتاب (لوح محفوظ) نزد ما تحقيقا متعالى و پرحكمت است.
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ ﴿بروج21﴾
آرى، اين قرآن ارجمند است.
فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿بروج22﴾
كه در لوح محفوظ است.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿فصلت41﴾
البتّه كسانى كه به اين قرآن، وقتى كه برايشان آمد كافر شدند [نيز بر ما پوشيده نيستند]، و قطعاً اين كتابى شكست ناپذير است.
نزول دفعی و تدریجی قرآن
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿قدر1﴾
همانا ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل كرديم. (قدر1)
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ ﴿دخان3﴾ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ﴿دخان4﴾ أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿دخان5﴾
همانا ما آن را در شبى مبارك نازل كرديم، كه ما [همواره] بيم دهنده بودهايم. در آن [شب] هر كار حكيمانهاى از هم جدا و تدبير مىگردد.امرى از جانب ماست، همانا ما فرستنده [پيامبران] بودهايم.
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿نحل102﴾
بگو: آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق نازل كرده تا كساني را كه ايمان آوردهاند ثابت قدم كند و براي مسلمانان هدايت و بشارتي باشد.
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ﴿حاقة40﴾
كه اين [قرآن] قطعا گفتار فرستادهاى بزرگوار است.
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ﴿تكوير19﴾ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ ﴿تكوير20﴾ مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ ﴿تكوير21﴾
كه قطعا اين قرآن سخن فرستادهاى ارجمند است (جبرئيل). نيرومندى كه نزد خداوند عرش، منزلت والايى دارد.
در آن جا فرمانروا و امين است.
وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ ﴿تكوير25﴾
و اين [قرآن] سخن شيطان مطرود نيست.
وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿شورى52﴾
و همين گونه ما روحى از امر خود را [به صورت قرآن] به تو وحى كرديم، [و گر نه] تو نمىدانستى كتاب چيست و ايمان كدام است؟ ولى ما آن را نورى ساختيم كه هر يك از بندگان خود را كه بخواهيم به وسيله آن هدايت مىكنيم، و بىترديد تو [مردم را] به راه راست هدايت مىكنى.
وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً ﴿إسراء106﴾
و قرآني كه بخش بخش بر تو نازل كرديم تا آن را بر مردم آرام آرام بخواني و آن را به تدريج نازل كرديم.
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا ﴿فرقان32﴾
و كساني كه كافر شدند گفتند: چرا قرآن يكجا بر او نازل نشده است؟ اين گونه [فرستاديم] تا دل تو را به وسيله آن استوار گردانيم و آن را به تدريج بر تو خوانديم. (فرقان32 )
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿دخان2﴾ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ ﴿دخان3﴾
سوگند به [اين] كتاب روشنگر. همانا ما آن را در شبى مبارك نازل كرديم، كه ما [همواره] بيم دهنده بودهايم. (دخان3)
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿بقرة185﴾
ماه رمضان ماهي است كه قرآن به عنوان راهنماي مردم و حجّتهاي روشنگر و فارق ميان حق و باطل در آن نازل شده است پس هر كه از شما اين ماه را دريافت، روزه بگيرد و هر كه بيمار تا[بدين ترتيب] [تعداد] روزها را كامل كنيد و خدا را به خاطر اين كه هدايتتان كرده بزرگ داريد، و باشد كه سپاسگزاري كنيد. (بقره185)
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا ﴿طه114﴾
پس بلند مرتبه است خدا آن فرمانرواي كه حق و در خواندن قرآن پيش از آن كه وحي آن بر تو پايان يابد شتاب مكن، و بگو: پروردگارا! بر دانشم بيفزاي. (طه114)
نزول قرآن بر قلب حضرت رسول توسط روحالامین
وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ . نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ . عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ. ﴿شعراء 192 تا 194﴾
و به راستى كه اين [قرآن] نازل شدهى پروردگار جهانيان است. روح الامين آن را نازل كرده است. بر قلب تو، تا از بيم دهندگان باشى. (شعراء 192 تا 194 )
قرآن حقیقت ثابت
وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ ﴿حاقة51﴾
و اين [قرآن]، بىشبهه، حقيقت ثابت است.
قرآن جدا کننده حق و باطل
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا ﴿فرقان1﴾
پرخير و پاينده است آن [خدايي] كه بر بندهي خود [كتاب] جدا كنندهي حق و باطل را نازل كرد تا براي جهانيان هشدار دهنده باشد.
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿نمل76﴾
بىگمان، اين قرآن بسيارى از چيزهايى را كه بنى اسرائيل در آن اختلاف دارند برايشان حكايت مىكند. (نمل76)
وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿نحل64﴾
و ما اين كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براي اين كه آنچه را در آن اختلاف دارند برايشان بيان كني و هدايت و رحمتي باشد براي مردمي كه ايمان ميآورند. (نحل64)
حکمت آموزی قرآن
الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿يونس1﴾
الف، لام، را. اينها آيات كتاب حكمتآموز است.
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿زخرف4﴾
و همانا آن در امّ الكتاب (لوح محفوظ) نزد ما تحقيقاً متعالى و پرحكمت است.
قرآن شفا و هدایت و رحمت
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا ﴿إسراء82﴾
و از قرآن آنچه را براي مؤمنان شفا و رحمت است نازل ميكنيم، ولي ستمگران را جز زيان نميافزايد.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿يونس57﴾
اي مردم! به راستي براي شما از جانب پروردگارتان موعظهاي آمده است و شفايي براي آنچه در دلهاست و هدايت و رحمتي براي مؤمنان.
وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿نمل77﴾
و به راستى كه آن براى مؤمنان هدايت و رحمت است.
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿فصلت44﴾
و اگر [اين كتاب را] قرآنى غير عربى كرده بوديم، قطعا مىگفتند: چرا آيههاى آن روشن بيان نشده است؟ آيا [كتاب] عجمى و [پيامبرى] عربى؟ بگو: اين [كتاب] براى كسانى كه ايمان آوردهاند هدايت و درمان است، و كسانى كه ايمان نمىآورند در گوشهايشان سنگينى است و قرآن بر آنها [مايه] كورى است، [و گويى] آنها از جايى دور ندا شوند. (فصلت44)
قرآن مایهی حیات دلها و هدایت جانهاست
وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿شورى52﴾
و همين گونه ما روحى از امر خود را [به صورت قرآن] به تو وحى كرديم، [و گر نه] تو نمىدانستى كتاب چيست و ايمان كدام است؟ ولى ما آن را نورى ساختيم كه هر يك از بندگان خود را كه بخواهيم به وسيله آن هدايت مىكنيم، و بىترديد تو [مردم را] به راه راست هدايت مىكنى، (شوری52)
يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ ﴿نحل2﴾
فرشتگان را با روح (حامل وحي) به امر خود، بر هر كس از بندگانش كه بخواهد نازل ميكند كه [مردم را] بيم دهيد كه معبودي جز من نيست، پس از من بترسيد. (نحل2)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿أنفال24﴾
اي مؤمنان! نداي خدا و پيامبر را آنگاه كه شما را به پيامي حياتبخش ميخواند، اجابت كنيد، و بدانيد كه خدا ميان انسان و دل او حايل ميگردد [و همه چيز را ميداند] و به حضور او گرد آورده ميشويد.
(انفال 24)
قران کتابی جامع و فراگیر
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ﴿أنعام38﴾
و هيچ جنبندهاي در زمين و هيچ پرندهاي كه با دو بال خويش پرواز ميكند نيست، مگر اين كه آنها [نيز] گروههايي مانند شما هستند. ما در اين كتاب از [توضيح] چيزي فروگذار نكردهايم، آنگاه [همه] به سوي پروردگارشان محشور ميگردند.
... وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿نحل89﴾
... و اين كتاب را كه بيانگر همه چيز و براي مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتي است بر تو نازل كرديم.
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ
﴿شورى13﴾
براى شما از [احكام] دين همان را تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود، و [نيز] آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه به ابراهيم و موسى و عيسى توصيه نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه نكنيد. بر مشركان آنچه بدان دعوتشان مىكنى، گران است [و از توحيد رويگردانند]. خدا هر كه را بخواهد به سوى خود بر مىگزيند و هر كه را [به خدا] روى آورد به سوى خود هدايت مىكند. (شوری13)
قران کتابی جهانی برای همهی امتها
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿قلم52﴾
و حال آن كه [قرآن] جز تذكارى براى جهانيان نيست.
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿ص87﴾
و اين [قرآن] جز تذكارى براى جهانيان نيست.
قرآن راه و هدایت مستقیم به سوی خوشبختی
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ﴿إسراء9﴾
بيترديد، اين قرآن به آيين كه استوارتر است راه مينمايد و به آن مؤمناني كه كارهاي شايسته ميكنند مژده ميدهد كه پاداشي بزرگ برايشان است.
تنوع بسیار در روشهای تربیتی قرآن
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا ﴿إسراء41﴾
و به تحقيق ما در اين قرآن [حقايق را] گونهگون بيان كرديم تا پند گيرند، امّا آنها را جز رميدن نميافزايد. (اسراء41)
هیچ گونه باطلی به قرآن راه ندارد
انَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿فصلت41﴾ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿فصلت42﴾
البتّه كسانى كه به اين قرآن، وقتى كه برايشان آمد كافر شدند [نيز بر ما پوشيده نيستند]، و قطعاً اين كتابى شكست ناپذير است. كه هيچ گونه باطلى نه از پيش رو و نه از پشت سر [نه در حال و نه در آينده] به آن راه ندارد، [چرا كه] از جانب حكيمى ستوده نازل شده است.
تحدی - منحصر به فرد بودن قرآن و معجزهی جاودان
الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿هود1﴾
الف، لام، را. كتابي است كه آيات آن استحكام يافته، سپس از جانب حكيمي آگاه توضيح داده شده است.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿يونس38﴾
آيا ميگويند: آن را به دروغ ساخته است؟ بگو: اگر راست ميگوييد، سورهاي مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا ميتوانيد [به ياري] فراخوانيد.
بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿يونس39﴾
بلكه چيزي را دروغ شمردند كه به علم آن نرسيدهاند و هنوز واقعيتش برايشان روشن نشده است. كساني هم كه پيش از آنان بودند همين گونه تكذيب كردند. پس بنگر عاقبت ستمگران چگونه بود.
وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿بقرة23﴾
و اگر در آنچه بر بندهي خويش نازل كردهايم شك داريد، سورهاي مانند آن بياوريد و شاهدان خود را غير از خدا فراخوانيد اگر راست ميگوييد.
فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿بقرة24﴾
پس اگر نكرديد و هرگز نخواهيد كرد، از آتشي كه هيمه آن مردمان و سنگهاست برحذر باشيد كه براي كفار مهيّا شده است.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
﴿هود13﴾
آيا ميگويند: اين [قرآن] را به دروغ بافته است؟ بگو: اگر راست ميگوييد [شما هم] ده سورهي ساخته شده همانند آن را بياوريد و غير از خدا هر كه را ميتوانيد فرا خوانيد.
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿هود14﴾
پس اگر پاسخ شما را ندادند، بدانيد كه آنچه نازل شده به علم خداست و هيچ معبودي جز او نيست، پس آيا تسليم ميشويد؟
قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ﴿إسراء88﴾
بگو: اگر همه انس و جن فراهم آيند كه نظير اين قرآن را بياورند نميتوانند مانند آن را بياورند، هر چند آنها پشتيبان يكديگر باشند.
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا ﴿إسراء89﴾
بيشك ما در اين قرآن براي مردم از هر گونه مثل و نمونه آورديم اما بيشتر مردم ابا كرده، جز كفر و انكار [اظهار] نداشتند.
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿طور33﴾
يا مىگويند: آن [قرآن] را خود ساخته؟ [نه، اينها بهانه است] بلكه ايمان نمىآورند.
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿طور34﴾
پس بايد سخنى مانند آن بياورند اگر راست مىگويند.
سند زندهای بر حقانیت قرآن
أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿نساء82﴾
آيا در قرآن تدبر نميكنند؟ اگر از جانب غير خدا بود قطعاً در آن اختلاف فراوان مييافتند. (نساء82)
تحريف ناپذيري قرآن (حفاظت از قرآن با خداوند است)
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿أنعام115﴾
و سخن پروردگارت از لحاظ صدق و عدل تمام و كمال است، و كلمات او را تغيير دهندهاي نيست و او شنواي داناست.
لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿فصلت42﴾
كه هيچ گونه باطلى نه از پيش رو و نه از پشت سر [نه در حال و نه در آينده] به آن راه ندارد، [چرا كه] از جانب حكيمى ستوده نازل شده است.
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿حجر9﴾
بيترديد ما خود اين قرآن را نازل كرديم و قطعا ما خود نگهدار آنيم.
جمع آوری، قرائت و توضیح قرآن به عهده خداوند است
إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿قيامة17﴾
چرا كه جمع آورى و قرائت آن بر [عهدهى] ماست.
فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿قيامة18﴾
پس چون آن را قرائت كرديم، تو آن قرائت را پيروى كن.
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿قيامة19﴾
سپس توضيح آن [نيز] بر عهدهى ماست.
بررسی تهمت مشارکت جنیان برای نزول قرآن
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿شعراء 210﴾ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿شعراء 211﴾ إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
﴿شعراء 212﴾
و آن [قرآن] را شياطين نازل نكردهاند. و آنها را نسزد و نمىتوانند. بىترديد آنها از شنيدن [وحى] منع شدهاند. (شعراء212)
تاویل آیات قرآن با خداوند است
هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿آلعمران7﴾
اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشي از آن آيات محكم [صريح و روشن] است كه اساس كتابند و برخي متشابه [و تأويل پذير] اند، اما كج دلان از اين كتاب، متشابهات را كه تأويل آن را جز خدا نداند، براي فتنه جويي و به قصد تأويل دنبال ميكنند. و آنها كه در دانش ريشه دارند گويند: ما بدان ايمان داريم، همه از جانب پروردگار ماست، و جز خردمندان متوجه نميشوند.
سوگند خداوند دربارهي قرآن
ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ﴿ص1﴾
صاد، سوگند به قرآن حاوى ياد [خدا و اندرز]. (ص1)
وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ ﴿طارق11﴾
سوگند به آسمان [پر باران].
وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ ﴿طارق12﴾
و قسم به زمين شكاف پذير [براى رشد گياهان].
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ﴿طارق13﴾
كه اين [قرآن] سخنى قاطع است.
وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ ﴿طارق14﴾
و آن بيهوده و شوخى نيست.
وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿أعلى17﴾
حال آن كه آخرت بهتر و پايدارتر است.
إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى ﴿أعلى18﴾
همانا اين [گفتار] در كتب [رسولان] پيشين آمده است.
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ ﴿تكوير15﴾
پس سوگند به اختران بازگردنده.
الْجَوَارِ الْكُنَّسِ ﴿تكوير16﴾
كه مىروند و نهان مىشوند.
وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ ﴿تكوير17﴾
و سوگند به شب، آنگاه كه پشت كند.
وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ ﴿تكوير18﴾
و سوگند به صبح چون بردمد.
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ﴿تكوير19﴾
كه قطعا اين قرآن سخن فرستادهاى ارجمنداست.
ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ ﴿تكوير20﴾
نيرومندى كه نزد خداوند عرش، منزلت والايى دارد.
مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ ﴿تكوير21﴾
در آن جا فرمانروا و امين است.
وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ ﴿تكوير25﴾
و اين [قرآن] سخن شيطان مطرود نيست.
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿تكوير27﴾
اين جز تذكارى براى جهانيان نيست.
لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ﴿تكوير28﴾
براى هر كس از شما كه خواهد راست و مستقيم شود.
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ ﴿بروج21﴾
آرى، اين قرآن ارجمند است.
فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿بروج22﴾
كه در لوح محفوظ است.
قرآن معجزهی الهی
وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿عنكبوت50﴾ أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿عنكبوت51﴾
و گفتند: چرا بر او از جانب پروردگارش [معجزات و] نشانههايى نازل نشده است؟ بگو: جز اين نيست که معجزات نزد خداست و من فقط هشدار دهندهی آشکارم. آيا ايشان را كافى نيست كه اين كتاب را كه بر آنها تلاوت مىشود بر تو نازل كرديم؟ بیگمان در این [کار] برای مردمی که ايمان میآورند رحمت و يادآوری است. (عنکبوت50 , 51)
پیشگویی عجیب قرآن
غُلِبَتِ الرُّومُ ﴿روم2﴾ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ﴿روم3﴾ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ﴿روم4﴾
روميان مغلوب شدند، در نزديكترين [نقطه اين] سرزمين، ولى آنها بعد از شكستشان، به زودى پيروز خواهند شد، در ظرف چند سال. امر، امر خداست چه پيش [از پيروزى] و چه بعد [از پيروزى] و در آن روز مؤمنان شاد مىگردند، (روم 2 تا 4)
به زبان عربی نازل شده
الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿يونس1﴾
الف، لام، را. اينها آيات كتاب حكمتآموز است.
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿يوسف2﴾
ما آن را قرآني عربي نازل كرديم، باشد كه شما بينديشيد.
وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ﴿شورى7﴾
و بدين سان قرآن عربى را به تو وحى كرديم .
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿زخرف3﴾
همانا ما آن را قرآنى عربى كرديم، باشد كه تعقل كنيد.
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿يوسف2﴾
ما آن را قرآني عربي نازل كرديم، باشد كه شما بينديشيد.
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿زخرف3﴾
همانا ما آن را قرآنى عربى كرديم، باشد كه تعقل كنيد.
وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ﴿شورى7﴾
و بدين سان قرآن عربى را به تو وحى كرديم تا اهل مكه و هر كه را پيرامون آن است بيم دهى و از روز گردآمدن [خلق] كه ترديدى در آن نيست بترسانى كه گروهى در بهشت و گروهى در دوزخند.
وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا ﴿طه113﴾
و اين گونه آن را قرآني عربي نازل كرديم و در آن از انواع هشدارها سخن آورديم، شايد تقوا پيش گيرند يا پندي براي آنها پديد آرد.
قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿زمر28﴾
قرآن عربى كه هيچ كژى در آن نيست. باشد كه آنها راه تقوا پويند.
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿فصلت44﴾
و اگر [اين كتاب را] قرآنى غير عربى كرده بوديم، قطعا مىگفتند: چرا آيههاى آن روشن بيان نشده است؟ آيا [كتاب] عجمى و [پيامبرى] عربى؟ بگو: اين [كتاب] براى كسانى كه ايمان آوردهاند هدايت و درمان است، و كسانى كه ايمان نمىآورند در گوشهايشان سنگينى است و قرآن بر آنها [مايه] كورى است، [و گويى] آنها از جايى دور ندا شوند.
فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِ قَوْمًا لُّدًّا ﴿مريم97﴾
جز اين نيست كه ما اين [قرآن] را به زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزكاران را بدان مژده دهي و ستيزه گران را بدان بترساني. (مريم97 )
فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿دخان58﴾
پس جز اين نيست كه اين [قرآن] را به زبان تو آسان ساختيم، باشد كه پند گيرند. (دخان58)
قرآنی کتابی پر تمثیل و حکایت
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿زمر27﴾
و به راستى در اين قرآن از هر گونه مثلى براى مردم آورديم، باشد كه آنان پند گيرند.
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ ﴿يوسف3﴾
ما بهترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحي كرديم بر تو حكايت ميكنيم، و تو بيترديد پيش از آن از بيخبران بودي. (يوسف3)
کتابی که یادنامه شما در آن است
لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿أنبياء10﴾
در حقيقت ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما در آن است آيا نمىانديشيد (أنبياء10)
تاکیدات قرآن بر پند آموزی
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿قمر17﴾
و قطعاً قرآن را براى پند آموزى آسان كرديم، پس آيا پند گيرندهاى هست؟
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿قمر22﴾
و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم، پس آيا پند گيرندهاى هست؟
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿قمر32﴾
و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم، پس آيا پند گيرندهاى هست؟
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿قمر40﴾
و قطعا قرآن را براى پند آموزى آسان كرديم، پس آيا پند گيرندهاى هست؟
قرآن پندی برای پرهیزکاران
ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿بقرة2﴾
آن كتاب [بلند مرتبه] هيچ ترديدي در آن نيست، راهنماي پرهيزگاران است.
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿قلم52﴾
و حال آن كه [قرآن] جز تذكارى براى جهانيان نيست.
وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ ﴿حاقة48﴾
همانا اين [قرآن] تذكارى براى پرهيزكاران است.
كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ ﴿مدثر54﴾
چنين نيست، بىترديد اين [قرآن] تذكارى است.
فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ﴿مدثر55﴾
پس هر كه خواست از آن پند گيرد.
إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿إنسان29﴾
مسلما اين [آيات] تذكارى است، پس هر كه خواهد راهى به سوى پروردگار خود در پيش گيرد.
مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ﴿طه2﴾
ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به زحمت افتي.
إِلَّا تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَى ﴿طه3﴾
مگر پندي براي آن كس كه [از خدا] ميترسد.
وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا ﴿طه113﴾
و اين گونه آن را قرآني عربي نازل كرديم و در آن از انواع هشدارها سخن آورديم، شايد تقوا پيش گيرند يا پندي براي آنها پديد آرد.
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿جاثية2﴾
فرو فرستادن [اين] كتاب از جانب خداى شكست ناپذير حكيم است.
تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿أحقاف2﴾
اين كتاب از جانب خداى شكست ناپذير حكيم نازل شده است.
كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿أعراف2﴾
كتابي است كه به سوي تو نازل شده، پس در سينه تو از [تبليغ] آن هيچ تنگي و ترديد نباشد، تا بدان هشدار دهي و براي مؤمنان تذكاري باشد.
اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿أعراف3﴾
از آنچه از جانب پروردگارتان به سوي شما نازل شده پيروي كنيد و از غير او به عنوان سرپرستان پيروي نكنيد. چه اندك پند ميگيريد.
وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿زمر27﴾
و به راستى در اين قرآن از هر گونه مثلى براى مردم آورديم، باشد كه آنان پند گيرند.
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿قمر40﴾
و قطعا قرآن را براى پند آموزى آسان كرديم، پس آيا پند گيرندهاى هست؟
قرآن كتاب هشدار و بشارت
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿أنعام19﴾
بگو: كدام چيز گواهياش بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است، و اين قرآن به من وحي شده است كه شما و هر كس را كه [اين پيام] به او برسد بدان هشدار دهم. آيا شما شهادت ميدهيد كه با خدا خدايان ديگري هست؟ بگو: من چنين شهادتي نميدهم. بگو: فقط او معبود يگانه است و من از آنچه شريك خدا ميسازيد بيزارم. (انعام 19)
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا ﴿فرقان1﴾
پرخير و پاينده است آن [خدايي] كه بر بندهي خود [كتاب] جدا كنندهي حق و باطل را نازل كرد تا براي جهانيان هشدار دهنده باشد.
إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا ﴿إنسان29﴾
مسلماً اين [آيات] تذكارى است، پس هر كه خواهد راهى به سوى پروردگار خود در پيش گيرد.
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿تكوير27﴾
اين جز تذكارى براى جهانيان نيست.
كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ ﴿مدثر54﴾
چنين نيست، بىترديد اين [قرآن] تذكارى است.
فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ﴿مدثر55﴾
پس هر كه خواست از آن پند گيرد.
هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ﴿إبراهيم52﴾
اين [قرآن] پيامي روشني براي مردم است، و براي اين كه بدان انذار شوند و بدانند كه تنها او معبود يگانه است، و تا صاحبان خرد پند گيرند.
كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿أعراف2﴾
كتابي است كه به سوي تو نازل شده، پس در سينه تو از [تبليغ] آن هيچ تنگي و ترديد نباشد، تا بدان هشدار دهي و براي مؤمنان تذكاري باشد.
مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ
﴿آلعمران4﴾
كه راهنماي مردم باشد، و فرقان (قرآن) را نازل كرد. همانا كساني كه آيات خدا را انكار كردند براي آنان عذابي سخت است و خدا مقتدر دادستان است.
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا ﴿نساء105﴾
همانا ما اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم تا ميان مردم طبق آنچه خدا به تو نشان داده است حكم كني، و زنهار كه مدافع خيانتكاران باشي.
وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ ﴿أحقاف12﴾
و [حال آن كه] پيش از آن، كتاب موسى راهنما و رحمتى بود، و اين [قرآن] كتابى به زبان عربى است كه تصديق كننده[ى آن] است، تا كسانى را كه ستم كردند هشدار دهد و نيكوكاران را مژدهاى باشد.
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴿ق45﴾
ما بهتر مىدانيم چه مىگويند، و تو مأمور اجبار آنها [به ايمان] نيستى، پس به وسيلهى قرآن هر كس را كه از تهديد من مىترسد متذكر ساز.
چگونه شنیدن و خواندن قرآن
وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿أعراف204﴾
و چون قرآن خوانده شود، به آن گوش [جان] بسپاريد و خاموش باشيد تا مشمول رحمت شويد.
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ﴿نحل98﴾
پس آنگاه كه قرآن بخواني از شيطان مطرود به خدا پناه بر.
َيا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿مزمل1﴾ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿مزمل2﴾ نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿مزمل3﴾ أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ﴿مزمل4﴾ أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ﴿مزمل4﴾ اِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ﴿مزمل5﴾
هان، اى جامه به خود پيچيده! شب را جز اندكى، [به عبادت] برخيز نيمى از آن را، يا اندكى از آن بكاه. يا بر آن [نيمه] بيفزاى و قرآن را شمرده و با تأمل بخوان. همانا ما به زودى بر تو گفتارى گران القا خواهيم كرد. (مزمل 1 تا 5)
إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿قيامة17﴾
چرا كه جمع آورى و قرائت آن بر [عهدهى] ماست.
فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿قيامة18﴾
پس چون آن را قرائت كرديم، تو آن قرائت را پيروى كن.
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿قيامة19﴾
سپس توضيح آن [نيز] بر عهدهى ماست.
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا ﴿فرقان32﴾
و كساني كه كافر شدند گفتند: چرا قرآن يكجا بر او نازل نشده است؟ اين گونه [فرستاديم] تا دل تو را به وسيله آن استوار گردانيم و آن را به تدريج بر تو خوانديم. (فرقان32 )
در خواندن قرآن شتاب نکنید
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا ﴿طه114﴾
پس بلند مرتبه است خدا آن فرمانرواي كه حق و در خواندن قرآن پيش از آن كه وحي آن بر تو پايان يابد شتاب مكن، و بگو: پروردگارا! بر دانشم بيفزاي.
اهمیت تدبر در قرآن
أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿مؤمنون68﴾
آيا در اين سخن تفكّر نكردهاند، يا چيزي براي آنها آمده كه براي پدران پيشين آنها نيامده است؟
(مؤمنون68 )
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا ﴿محمد24﴾
آيا در قرآن تدبر نمىكنند يا بر دلها [يشان] قفلهاى [عناد] است؟ (محمد24)
كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿ص29﴾
[اين] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرديم تا در آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند. (ص29)
شب بیداری و خواندن قرآن
يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿مزمل1﴾
هان، اى جامه به خود پيچيده! (مزمل 1)
قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿مزمل2﴾
شب را جز اندكى، [به عبادت] برخيز (مزمل 2)
نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿مزمل3﴾
نيمى از آن را، يا اندكى از آن بكاه. (مزمل 3)
أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ﴿مزمل4﴾
يا بر آن [نيمه] بيفزاى و قرآن را شمرده و با تأمل بخوان. (مزمل 4)
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ﴿مزمل5﴾
همانا ما به زودى بر تو گفتارى گران القا خواهيم كرد. (مزمل 5)
إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا ﴿مزمل6﴾
مسلما پديدهى شب [خيزى] داراى استحكام بيشتر و ذكر و قرائت [در آن] استوارتر است. (مزمل 6)
إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا ﴿مزمل7﴾
تحقيقا تو را در روز آمد و شدى طولانى است. (مزمل 7)
إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿مزمل20﴾
قطعا پروردگارت مىداند كه تو نزديك به دو ثلث از شب و گاه نصف آن يا ثلث آن را [به نماز] برمىخيزى و گروهى از آنان كه با تو هستند نيز [چنين مىكنند]، و خداست كه اندازهى شب و روز را تقدير مىكند. ... اينك هر چه از قرآن ميسر شد بخوانيد. [خدا] آگاه است كه گروهى از شما بيمار خواهند شد و عدهاى ديگر در پى كسب روزى خدا سفر مىكنند و [گروهى] ديگر در راه خدا جهاد مىكنند. پس هر چه ميسر شد از آن بخوانيد و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض الحسنه بدهيد و هر كار خوبى براى خود پيش فرستيد آن را نزد خدا بهتر و با پاداشى بزرگتر باز خواهيد يافت، و از خدا آمرزش بخواهيد كه خدا آمرزندهى مهربان است.
اهمیت و ارزش تلاوت کتاب خدا
إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ ﴿فاطر29﴾
به يقين كسانى كه كتاب خدا را تلاوت مىكنند و نماز برپا داشته و از آنچه به ايشان روزى دادهايم در نهان و آشكار انفاق كردهاند، به تجارتى اميد بستهاند كه هرگز زوال نمىپذيرد.
حکم آیات محکم و متشابه در قرآن کریم
هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿آلعمران7﴾
اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشي از آن آيات محكم [صريح و روشن] است كه اساس كتابند و برخي متشابه [و تأويل پذير] اند، اما كج دلان از اين كتاب، متشابهات را كه تأويل آن را جز خدا نداند، براي فتنه جويي و به قصد تأويل دنبال ميكنند. و آنها كه در دانش ريشه دارند گويند: ما بدان ايمان داريم، همه از جانب پروردگار ماست، و جز خردمندان متوجه نميشوند.
حکم ناسخ و منسوخ در قرآن کریم
مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿بقرة106﴾
هر حكمي را نسخ يا متروك كنيم، بهتر از آن يا مانند آن را ميآوريم. مگر نميداني كه خدا بر هر كاري تواناست؟(بقره106)
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿نحل101﴾
و چون حكمي را به جاي حكم ديگر بياوريم در حالي كه خدا به آنچه نازل ميكند داناتر است، ميگويند: جز اين نيست كه تو دروغبافي. نه بلكه بيشتر آنان نميدانند. (نحل101 )
طبق احکام قرآن حکم کن
إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا ﴿نساء105﴾
همانا ما اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم تا ميان مردم طبق آنچه خدا به تو نشان داده است حكم كني، و زنهار كه مدافع خيانتكاران باشي.
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿نحل101﴾
و چون حكمي را به جاي حكم ديگر بياوريم در حالي كه خدا به آنچه نازل ميكند داناتر است، ميگويند: جز اين نيست كه تو دروغبافي. نه بلكه بيشتر آنان نميدانند.
قرآن تصديق كننده كتابهاي پيش از خود
وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿يونس37﴾
و چنان نيست كه اين قرآن از جانب غير خدا به دروغ ساخته شده باشد، بلكه تصديق كتابهايي است كه پيش از آن آمده و شرح و توضيح آنهاست و ترديدي در آن نيست و از پروردگار جهانيان است.
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ ﴿آلعمران3﴾
اين كتاب را به حق بر تو نازل كرد كه تصديق كننده كتاباي پيشين است و تورات و انجيل را پيشتر نازل كرد.
مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ
﴿آلعمران4﴾
كه راهنماي مردم باشد، و فرقان (قرآن) را نازل كرد. همانا كساني كه آيات خدا را انكار كردند براي آنان عذابي سخت است و خدا مقتدر دادستان است.
وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ ﴿أحقاف12﴾
و [حال آن كه] پيش از آن، كتاب موسى راهنما و رحمتى بود، و اين [قرآن] كتابى به زبان عربى است كه تصديق كننده [ى آن] است، تا كسانى را كه ستم كردند هشدار دهد و نيكوكاران را مژدهاى باشد.
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿مائدة48﴾
ما اين كتاب (قرآن) را به راستي و حق بر تو نازل كرديم كه مصدق و نگهبان كتابهاي پيش از خود است. پس ميان آنها بر طبق آنچه خدا نازل كرده داوري كن، و به جاي حقي كه از جانب خدا آمده از هوسهاي آنها پيروي مكن. ما براي هر يك از شما شريعت و راه روشني قرار داديم. و اگر خدا ميخواست شما را امت واحدي قرار داده بود، ولي [چنين نكرد] تا شما را در آنچه به شما داده امتحان كند. پس به كارهاي نيك سبقت بگيريد. بازگشت همه شما به سوي خداست آنگاه شما را به [حقيقت] آنچه در آن اختلاف داشتيد آگاه خواهد كرد.
لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿يوسف111﴾
البته در سرگذشت آنها براي خردمندان درس عبرتي است. اين [قرآن] سخني نيست كه ساخته شده باشد، بلكه تصديق كنندهي آن [كتابي] است كه پيش روي آن است، و شرح و بيان هر چيز است، و هدايت و رحمتي است براي مردمي كه ايمان ميآورند.
وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿أنعام92﴾
و اين كتابي كه ما آن را نازل كرديم، مبارك و مصدق كتابهايي است كه پيش از آن آمده و براي اين است كه مردم مكه و حومه آن را هشدار دهي. و كساني كه به آخرت ايمان دارند به قرآن نيز ايمان ميآورند، و آنان بر نمازهاي خويش مراقبت دارند.
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿نمل76﴾
بىگمان، اين قرآن بسيارى از چيزهايى را كه بنىاسرائيل در آن اختلاف دارند برايشان حكايت مىكند.
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ ﴿بقرة40﴾
اي بني اسرائيل! نعمت مرا كه بر شما ارزاني داشتم به ياد آريد و پيمان مرا وفا كنيد تا به پيمانتان وفا كنم، و تنها از من بيم داريد.
وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ
﴿بقرة41﴾
و به آنچه نازل كردم [قرآن] بگرويد كه آنچه را با شماست تصديق ميكند، و نخستين منكر آن نباشيد و آيات مرا به بهاي ناچيز مفروشيد و تنها از من بترسيد.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿فصلت41﴾ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿فصلت42﴾ مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ ﴿فصلت43﴾
البتّه كسانى كه به اين قرآن، وقتى كه برايشان آمد كافر شدند [نيز بر ما پوشيده نيستند]، و قطعاً اين كتابى شكست ناپذير است. كه هيچ گونه باطلى نه از پيش رو و نه از پشت سر [نه در حال و نه در آينده] به آن راه ندارد، [چرا كه] از جانب حكيمى ستوده نازل شده است. به تو گفته نمىشود مگر آنچه به پيامبران پيش از تو گفته شد. به راستى پروردگار تو، هم داراى مغفرت و هم صاحب عقوبتى دردناك است. (فصلت43)
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ
﴿شورى13﴾
براى شما از [احكام] دين همان را تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود، و [نيز] آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه به ابراهيم و موسى و عيسى توصيه نموديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه نكنيد. بر مشركان آنچه بدان دعوتشان مىكنى، گران است [و از توحيد رويگردانند]. خدا هر كه را بخواهد به سوى خود بر مىگزيند و هر كه را [به خدا] روى آورد به سوى خود هدايت مىكند. (شوری13)
اهل کتاب و ایمان به قرآن
أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿أنعام114﴾
پس آيا داوري غير از خدا جويم؟ در حالي كه اوست كه اين كتاب را به تفصيل به سوي شما نازل كرده است. و كساني كه كتابشان دادهايم، ميدانند كه قرآن از جانب پروردگار تو به حق نازل شده است. پس هرگز از اهل ترديد مباش.
وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿سبأ6﴾
و كسانى كه از دانش بهره يافتهاند، مىدانند كه آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است و به راه [آن خداى] شكستناپذير ستوده هدايت مىكند.
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿قصص52﴾
كسانى كه پيش از اين [قرآن] كتابشان داديم آنها به آن ايمان مىآورند.
وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ ﴿قصص53﴾
و چون [قرآن] بر ايشان تلاوت شود مىگويند: بدان ايمان آورديم كه آن درست است و از طرف پروردگار ماست ما پيش از آن هم تسليم بودهايم.
ایمان داران به قرآن
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمن يَكْفُرْ بِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿بقرة121﴾
كساني كه كتابشان دادهايم، آن را چنان كه بايد ميخوانند. همينها به آن ايمان ميآورند، و كساني كه بدان كافر شوند آنها واقعا زيانكارند. (بقره121)
وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ﴿يونس40﴾
و برخي از آنان به قرآن ايمان ميآورند و برخي ايمان نميآورند، و پروردگار تو مفسدان را بهتر ميشناسد.
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿توبة124﴾
و چون سورهاي نازل شود، بعضي از آنها ميگويند: اين سوره برايمان كدام يك از شما افزود؟ امّا كساني كه ايمان آوردهاند بر ايمانشان ميافزايد و شادمان ميشوند.
وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿سبأ6﴾
و كسانى كه از دانش بهره يافتهاند، مىدانند كه آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است و به راه [آن خداى] شكستناپذير ستوده هدايت مىكند.
تهمت دیوانگی به حضرت رسول (ص)
وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ﴿حجر6﴾
و گفتند: اي كسي كه قرآن بر او نازل شده، تو به يقين ديوانهاي. (حجر6 )
لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿حجر7﴾
اگر راست ميگويي چرا فرشتهها را نزد ما نميآوري؟ (حجر7 )
مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذًا مُّنظَرِينَ ﴿حجر8﴾
ما فرشتگان را جز به حق نميفرستيم و در آن هنگام ديگر مهلت داده نميشوند. (حجر8 )
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿حجر9﴾
بيترديد ما خود اين قرآن را نازل كرديم و قطعا ما خود نگهدار آنيم. (حجر9 )
منکران قرآن
وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ ﴿بقرة99﴾
البته ما آيات روشنگري به سوي تو نازل كرديم و جز فاسقان منكر آن نميشوند. (بقره99)
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿بقرة146﴾
آنها كه كتابشان دادهايم، او (پيامبر) را همان گونه ميشناسند كه پسران خود را، ولي گروهي از آنان با اين كه حق را ميدانند آن را كتمان ميكنند. (بقره146)
المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿رعد1﴾
الف، لام، ميم، را. اين آيات كتاب [خدا] است، و آنچه از پروردگارت به سوي تو نازل شده حق است، ولي بيشتر مردم ايمان نميآورند.
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا ﴿إسراء41﴾
و به تحقيق ما در اين قرآن [حقايق را] گوناگون بيان كرديم تا پند گيرند، امّا آنها را جز رميدن نميافزايد.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿يونس38﴾
آيا ميگويند: آن را به دروغ ساخته است؟ بگو: اگر راست ميگوييد، سورهاي مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا ميتوانيد [به ياري] فراخوانيد.
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا ﴿إسراء45﴾
و چون قرآن بخواني، ميان تو و كساني كه به آخرت ايمان نميآورند حجابي نامرئي قرار ميدهيم.
وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا ﴿إسراء46﴾
و بر دلهايشان پردهها نهادهايم تا آن را نفهمند، و در گوشهايشان سنگيني. و هنگامي كه در قرآن پروردگار خود را به يگانگي ياد كني با نفرت پشت ميكنند.
نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا ﴿إسراء47﴾
هنگامي كه به تو گوش ميسپارند ما بهتر ميدانيم به چه منظور گوش ميدهند، و نيز آنگاه كه نجوا ميكنند وقتي كه ستمگران ميگويند: شما جز مردي افسون شده را پيروي نميكنيد.
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا ﴿إسراء89﴾
بيشك ما در اين قرآن براي مردم از هر گونه مثل و نمونه آورديم اما بيشتر مردم ابا كرده، جز كفر و انكار [اظهار] نداشتند.
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ ﴿فصلت26﴾
و كسانى كه كافر شدند گفتند: به اين قرآن گوش ندهيد و در [تلاوت] آن هياهو كنيد تا غلبه يابيد.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿فصلت41﴾
البتّه كسانى كه به اين قرآن، وقتى كه برايشان آمد كافر شدند [نيز بر ما پوشيده نيستند]، و قطعا اين كتابى شكست ناپذير است.
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
﴿توبة124﴾
وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ ﴿توبة125﴾
و چون سورهاي نازل شود، بعضي از آنها ميگويند: اين سوره بر ايمان كدام يك از شما افزود؟ امّا كساني كه ايمان آوردهاند بر ايمانشان ميافزايد و شادمان ميشوند. ولي كساني كه در دلشان بيماري است، بر پليديشان پليدي افزود و در حال كفر مردند.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿يونس38﴾
آيا ميگويند: آن را به دروغ ساخته است؟ بگو: اگر راست ميگوييد، سورهاي مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا ميتوانيد [به ياري] فراخوانيد.
بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿يونس39﴾
بلكه چيزي را دروغ شمردند كه به علم آن نرسيدهاند و هنوز واقعيتش برايشان روشن نشده است. كساني هم كه پيش از آنان بودند همين گونه تكذيب كردند. پس بنگر عاقبت ستمگران چگونه بود.
وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ﴿يونس40﴾
و برخي از آنان به قرآن ايمان ميآورند و برخي ايمان نميآورند، و پروردگار تو مفسدان را بهتر ميشناسد.
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿نحل101﴾
و چون حكمي را به جاي حكم ديگر بياوريم در حالي كه خدا به آنچه نازل ميكند داناتر است، ميگويند: جز اين نيست كه تو دروغبافي. نه بلكه بيشتر آنان نميدانند.
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴿ق45﴾
ما بهتر مىدانيم چه مىگويند، و تو مأمور اجبار آنها [به ايمان] نيستى، پس به وسيلهى قرآن هر كس را كه از تهديد من مىترسد متذكر ساز.
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿قلم51﴾
و همانا كسانى كه كافر شدند، وقتى كه قرآن را شنيدند، نزديك بود تو را با چشمان [خشمگين] خود از جاى بركنند، و مىگويند: او حتما ديوانه است.
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ﴿حجر91﴾
همانان كه قرآن را بخش بخش كردند [برخي را قبول، برخي را مردود و برخي را شعر يا سحر ناميدند].
مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ
﴿آلعمران4﴾
كه راهنماي مردم باشد، و فرقان (قرآن) را نازل كرد. همانا كساني كه آيات خدا را انكار كردند براي آنان عذابي سخت است و خدا مقتدر دادستان است.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
﴿هود13﴾
آيا ميگويند: اين [قرآن] را به دروغ بافته است؟ بگو: اگر راست ميگوييد [شما هم] ده سورهي ساخته شده همانند آن را بياوريد و غير از خدا هر كه را ميتوانيد فرا خوانيد.
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿هود14﴾
پس اگر پاسخ شما را ندادند، بدانيد كه آنچه نازل شده به علم خداست و هيچ معبودي جز او نيست، پس آيا تسليم ميشويد؟
الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿أعراف51﴾
همان كساني كه دين خويش را سرگرمي و بازيچه گرفتند و زندگي دنيا فريبشان داد. پس امروز آنان را از ياد ميبريم همان طور که ديدار امروزشان را از ياد بردند و آيات ما را انکار ميکردند.
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا ﴿إسراء82﴾
و از قرآن آنچه را براي مؤمنان شفا و رحمت است نازل ميكنيم، ولي ستمگران را جز زيان نميافزايد.
چرا قرآن بر یکی از ثروتمندان نازل شده است؟
وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ﴿زخرف31﴾
و گفتند: چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از آن دو قريه [مكه و طائف] نازل نشده است؟
قرآن کتاب شعر و قصه نیست
وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ ﴿يس69﴾
و [ما] به او شعر نياموختيم و در خور وى نيست. اين [سخن] جز يادآورى و قرآنى روشن نيست.
چرا مشرکین میگفتند قرآن شعر است
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿شعراء 224﴾ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿شعراء 225﴾ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿شعراء 226﴾
و شاعران را گمراهان پيروى مىكنند. آيا نديدهاى كه آنان در هر وادى [از افكار خيالى] سرگردانند؟ و آنان چيزهايى مىگويند كه انجام نمىدهند؟ (شعراء224 - 226)
قرآن و اتمام حجت
وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿أنعام155﴾
و اين مبارك كتابي است كه ما آن را نازل كرديم پس پيرو آن باشيد و تقوا پيشه كنيد، اميد كه شما مشمول رحمت [خدا] گرديد.
أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿أنعام156﴾
تا مبادا بگوييد: كتاب آسماني، فقط بر دو طايفه پيش از ما نازل شد و همانا ما از آموختن آنها غافل بوديم.
أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ
﴿أنعام157﴾
يا اين كه بگوييد: اگر كتاب آسماني بر ما نازل ميشد، قطعا از آنها راه يافتهتر بوديم پس اينك از خدايتان حجت و هدايت و رحمتي سوي شما آمده است. پس كيست ستمكارتر از آن كس كه آيات خدا را تكذيب كند و از آن روي گرداند؟ به زودي كساني را كه از آيات ما روي ميگردانند، به سبب [همين] اعراضشان به عذابي سخت مجازات خواهيم كرد.
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ﴿أنعام158﴾
آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان به سويشان بيايند يا پروردگارت بيايد، يا پارهاي از آيات (معجزات) پروردگار تو ظاهر گردد؟ [اما] روزي كه برخي آيات پروردگارت بيايد، براي كسي كه قبلا ايمان نياورده و يا در ايمان خويش عمل خيري فراهم نكرده باشد، ايمان آوردنش سودي ندارد. بگو: منتظر باشيد، ما نيز منتظريم.
قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴿أنعام104﴾
به راستي شما را روشنگريهايي از سوي پروردگارتان آمده است پس هر كه چشم باز كند [و بنگرد] به سود خود اوست، و هر كه كوري كند [و ننگرد] به زيان اوست و من محافظ شما نيستم.
المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿رعد1﴾
الف، لام، ميم، را. اين آيات كتاب [خدا] است، و آنچه از پروردگارت به سوي تو نازل شده حق است، ولي بيشتر مردم ايمان نميآورند.
وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿نحل89﴾
و [ياد كن] روزي را كه در هر امتي گواهي از خودشان بر آنها برانگيزيم و تو را هم بر اين امت گواه آوريم، و اين كتاب را كه بيانگر همه چيز و براي مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتي است بر تو نازل كرديم.
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿مرسلات50﴾
پس به كدامين سخن بعد از آن (قرآن) ايمان مىآورند؟
کاوشگران نور
دریافت فایل صوتی
بازگشت
Share
|