|
آفرينش انسان
آفرینش انسان در نیکوترین ساختار و پستترین رتبهها
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿تين4﴾
كه به راستى ما انسان را به نيكوترين ساختار آفريديم.
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ﴿تين5﴾
سپس او را [به سبب كفرش] به پستترين درجات بازگردانديم.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿تين6﴾
مگر آنها را كه ايمان آورده اعمال صالح كردند كه برايشان پاداشى بىپايان است.
عملکرد متفاوت انسانها بر اساس ساختار روحیشان
وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا ﴿إسراء83﴾
و چون به انسان نعمت ارزاني داريم روي ميگرداند و دوري ميگزيند، و چون به وي بدي رسد نوميد ميگردد.
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً ﴿إسراء84﴾
بگو: هر كس بر حسب ساختار روحي خود عمل ميكند، و پروردگار شما بهتر ميداند چه كسي راه يافتهتر است.
آیا انسان میپندارد که بیهدف رها شده است؟
أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا ﴿مريم67﴾
آيا انسان به خاطر نميآورد كه ما او را قبلا آفريديم در حالي كه چيزي نبود؟
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ﴿قيامة36﴾
آيا انسان مىپندارد كه بىهدف رها مىشود؟
کدام دشوارتر است؟
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا ﴿نازعات27﴾
آيا آفرينش شما سختتر است يا آسمان كه بنايش كرد؟
آفرینش انسان و آفرینش همه چیز
أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا ﴿مريم67﴾
آيا انسان به خاطر نميآورد كه ما او را قبلا آفريديم در حالي كه چيزي نبود؟
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿بقرة21﴾
اي مردم! پروردگارتان را كه شما و كسان قبل از شما را آفريد بپرستيد، باشد كه پرهيزگار شويد.
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿صافات96﴾
حال آن كه خداوند هم شما را آفريده و هم آنچه را كه مىسازيد.
نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿واقعة57﴾
ما شما را آفريدهايم، پس چرا [آفرينش جديد را] تصديق نمىكنيد؟
أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ ﴿واقعة58﴾
آيا آنچه را [كه به صورت نطفه] فرو مىريزيد ملاحظه كردهايد؟
أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿واقعة59﴾
آيا شما آن را خلق مىكنيد يا ما آفرينندهايم؟
آفرینش انسان از نفسی واحد
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ﴿زمر6﴾
او شما را از نفسى واحد آفريد، سپس زوجش را از [نوع] آن پديد آورد، و براى شما از دامها هشت قسم پديد آورد. شما را [پيوسته] در شكمهاى مادرانتان مرحله به مرحله در تاريكىهاى سه گانه مىآفريند. اين است خداوند [يگانه] كه پروردگار شماست. فرمانروايى از آن اوست. خدايى جز او نيست. پس چگونه [و كجا از حق] بازگردانده مىشويد؟
چگونگی تکثیر خلقت
فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ ﴿شورى11﴾
خالق آسمانها و زمين است. از خودتان براى شما زوجهايى پديد آورد، و از چهارپايان نيز جفتها بيافريد. شما را در اين [زوجيت] تكثير مىكند. چيزى همانند او نيست، و اوست شنواى بينا.
وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ﴿نبأ8﴾
و شما را زوجها آفريديم.
علم همه خلقت نزد خداوند است
وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿فاطر11﴾
و خداوند شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفهاى، آنگاه شما را زوجها گردانيد و هيچ زنى باردار نمىشود و بار نمىنهد مگر با علم او، و هيچ كهنسالى عمر طولانى نمىكند و يا از عمرش كاسته نمىشود، مگر آن كه در كتابى [مسطور] است. بیشک، اين [کار] بر خدا آسان است.
آفرینش و برانگیختن انسان
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿نساء1﴾
اي مردم! از پروردگارتان، كه شما را از يك تن آفريد و همسرش را از او آفريد و از آن دو، مردان و زنان بسياري را منتشر ساخت پروا كنيد و از خدايي كه به [نام] او از يكديگر درخواست ميكنيد و در مورد ارحام از خدا پروا كنيد. همانا خداوند مراقب شماست.
وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ
﴿أنعام98﴾
و او كسي است كه شما را از يك تن پديد آورد، پس [برخي از شما در دنيا] مستقرند و [برخي] در وديعتگاه قرار دارند [كه هنوز از صلب يا رحم خارج نشدهاند]. به راستي ما آيات [خود] را براي مردمي كه ميفهمند به تفصيل بيان كردهايم.
مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿لقمان28﴾
آفرينش و برانگيختن شما [در نزد ما] جز مانند [آفرينش] يك تن نيست. همانا خدا شنواى بيناست.
مراحل آفرینش انسان
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿علق2﴾
انسان را از خون بستهاى آفريد.
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ ﴿سجدة7﴾
همان كسى كه همه چيز را نيكو آفريد، و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد.
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿تغابن3﴾
آسمانها و زمين را به حق آفريد و شما را صورتگرى كرد و صورتهايتان را نيكو ساخت، و بازگشت [همه] به سوى اوست.
إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ ﴿ص71﴾
آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من آفرينندهى بشرى از گل خواهم بود.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿مؤمنون12﴾
و همانا انسان را از عصارهاي از گل آفريديم.
ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿مؤمنون13﴾
سپس او را به صورت نطفهاي در جايگاهي استوار قرار داديم.
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿مؤمنون14﴾
آنگاه نطفه را لخته خوني كرديم، و لخته خون را به پاره گوشتي مبدل نموديم پس آن را استخوانها كرديم، آنگاه به استخوانها گوشتي پوشانديم، سپس آن را آفرينشي ديگر داديم [و در آن روح دميديم]. پس پر خير و پاينده است خدايي که بهترين آفرينندگان است.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ ﴿أنعام2﴾
او كسي است كه شما را از گل آفريد، سپس [براي شما] عمري مقرر داشت، و اجل حتمي نزد اوست، آنگاه شما [باز هم در قدرت او] شك ميكنيد.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿حجر26﴾
همانا انسان را از گلي خشكيده، از لجن ماندهي بدبوي آفريديم.
خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿نحل4﴾
انسان را از نطفهاي آفريد و آنگاه او ستيزهگري آشكار است.
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿إنسان2﴾
همانا ما انسان را از نطفهاى آميخته آفريديم، كه او را خواهيم آزمود، پس وى را شنوا و بينا گردانيديم.
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿طارق5﴾
پس بايد آدمى بنگرد كه از چه آفريده شده.
خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ ﴿طارق6﴾
از آبى جهنده آفريده شده است.
يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ﴿طارق7﴾
كه از ميان ستون پشت و استخوانهاى سينه بيرون مىآيد.
إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ ﴿طارق8﴾
بىترديد، خداوند بر بازگرداندن آن تواناست.
خلقت انسان با همراه با رنج
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ ﴿بلد4﴾
كه ما انسان را در رنج آفريديم.
أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ ﴿بلد5﴾
آيا مىپندارد كه هيچ كس نمىتواند بر او دست يابد؟
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا ﴿بلد6﴾
مىگويد: مال انبوهى را نابود كردم.
أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ ﴿بلد7﴾
آيا مىپندارد كسى او را نديده؟
أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ ﴿بلد8﴾
آيا براى او دو چشم نساختيم؟
وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ ﴿بلد9﴾
و يك زبان و دو لب؟
تکامل انسان در رحم مادر
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ ﴿مرسلات20﴾
آيا شما را از آبى ناچيز نيافريديم؟
فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿مرسلات21﴾
پس آن را در جايگاهى استوار نهاديم.
إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ ﴿مرسلات22﴾
تا وقتى معلوم.
آفرینش و آموزش انسان
الرَّحْمَنُ ﴿رحمن1﴾
[خداوند] رحمان،
عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿رحمن2﴾
قرآن را تعليم داد.
خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿رحمن3﴾
انسان را آفريد.
عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿رحمن4﴾
او را گفتن آموخت.
هدایت انسان به دو راه مشخص
وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ﴿بلد10﴾
و او را به دو راه مشخص ره نموديم.
وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿يس59﴾
[ندا آيد:] امروز [از مؤمنان] جدا شويد اى تبهكاران!
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿يس60﴾
مگر با شما پيمان نبستم اى فرزندان آدم! كه عبادت شيطان نكنيد كه وى دشمن آشكار شماست.
وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿يس61﴾
و اين كه تنها مرا بندگى كنيد كه راه راست همين است؟
وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ﴿يس62﴾
و حقاً كه او بسيارى از شما را به بيراهه كشاند. چرا تعقل نمىكرديد؟
انسان و آزمونهای الهی
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿إنسان2﴾
همانا ما انسان را از نطفهاى آميخته آفريديم، كه او را خواهيم آزمود، پس وى را شنوا و بينا گردانيديم.
آفرینش انسان و بازگشت
مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى ﴿طه55﴾
شما را از زمين آفريديم و [با مرگ] در آن بازتان ميگردانيم و بار ديگر از آن بيرونتان ميآوريم.
وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ
﴿أنعام94﴾
و همانا [در ابتداي ورود به عالم ديگر به آنها گفته شود] البته تكتك به نزد ما آمدهايد، چنان كه نخستين بار شما را همين گونه آفريديم، و آنچه به شما عطا كرده بوديم پشت سر گذاشتيد، و شفيعاني را كه در ميان خودتان شركاي خدا ميپنداشتيد با شما نميبينيم، و همانا روابط شما از هم گسيخته و آنچه را كه [پشتيبان خود] ميپنداشتيد از دستتان رفته است.
آفرینش انسان و پیوندهای او
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿نور54﴾
و اوست كسي كه از آب بشري آفريد و او را داراي پيوند نسبي و سببي گردانيد، و پروردگار تو توانا بوده است.
بازگشت انسان به صورت خلقت اولش
وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا
﴿كهف48﴾
و همه در يك صف به [پيشگاه] پروردگارت عرضه شوند [و به آنها گفته شود:] اكنون نزد ما [تنها] آمدهايد همان گونه كه اول بار شما را آفريديم، ولي گمان ميكرديد كه هرگز براي شما موعد [ديدار] نخواهيم نهاد.
خلقت انسان و فرمان سجده به او
وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿أعراف11﴾
و همانا ما شما را خلق كرديم، سپس صورتتان بخشيديم، آنگاه به فرشتگان گفتيم: براي آدم سجده کنيد؛ پس سجده کردند جز ابليس که از سجده کنندگان نشد.
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿أعراف12﴾
فرمود: چه چيز تو را از سجده كردن بازداشت وقتي كه به تو امر كردم؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفريدي و او را از گل.
برتری بخشیدن به انسان
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً ﴿إسراء70﴾
و به راستي ما فرزندان آدم را گرامي داشتيم و آنها را در خشكي و دريا سير داديم و از نعمتهاي پاكيزه روزي بخشيديم و آنها را بر بسياري از مخلوقات خود برتري داديم، برتري كامل.
خلقت منحصر به فرد انسان (مقام خلیفهالله)
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿بقرة30﴾
و آن گاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمين جانشيني خواهم گماشت.آيا در آن مخلوقي قرار ميدهي که تباهي کند و خونها بريزد، حال آنکه ما تو را به پاکي ميستاييم و تقديست ميکنيم؟ گفت: من آن مي دانم که شما نمي دانيد.
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
﴿بقرة31﴾
و همه نامها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت: اگر راست ميگوييد مرا از نامهاي اينان خبر دهيد.
قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿بقرة32﴾
گفتند: پاكي تو راست، ما را دانشي جز آنچه به ما آموختهاي نيست، حقا داناي حكيم تنها تويي.
قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿بقرة33﴾
گفت: اي آدم! آنان (فرشتگان) را از نامهاي آنها آگاه ساز. پس همين كه از نام آنها آگاهشان نمود، فرمود: آيا به شما نگفتم كه من نهان آسمانها و زمين را ميدانم، و ميدانم آنچه را آشكار ميكنيد و آنچه را پنهان ميداشتيد؟
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿بقرة34﴾
و آن گاه كه به فرشتگان گفتيم: براي آدم سجده كنيد، پس همه سجده كردند، جز ابليس كه ابا كرد و برتري جست و از كافران گرديد.
وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ ﴿بقرة35﴾
و گفتيم: اي آدم! تو و همسرت در اين باغ منزل كنيد و به فراواني از هر جا [و هر چه] ميخواهيد بخوريد ولي نزديك اين درخت نشويد كه از ظالمان خواهيد شد.
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿بقرة36﴾
پس شيطان آن دو را در بارهي آن [درخت] منحرف نمود و از آنچه در آن بودند بيرونشان كرد، و گفتيم: پايين رويد، شما دشمن يكديگريد و تا مدتي در زمين قرارگاه و معيشتي خواهيد داشت.
خطای انسان و توبهی او به درگاه خداوند
فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿بقرة37﴾
پس آدم از پروردگار خويش سخناني دريافت كرد [و توبه نمود] پس خدا توبهاش را پذيرفت، حقا كه او توبهپذير مهربان است.
حدود و خطوطی که خداوند برای آدم و هوا تعیین کرد
وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ ﴿بقرة35﴾
و گفتيم: اي آدم! تو و همسرت در اين باغ منزل كنيد و به فراواني از هر جا [و هر چه] ميخواهيد بخوريد ولي نزديك اين درخت نشويد كه از ظالمان خواهيد شد.
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿بقرة36﴾
پس شيطان آن دو را دربارهي آن [درخت] منحرف نمود و از آنچه در آن بودند بيرونشان كرد، و گفتيم: پايين رويد، شما دشمن يكديگريد و تا مدتي در زمين قرارگاه و معيشتي خواهيد داشت.
خلقت انسان و صورتگریاش
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاء لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿آلعمران6﴾
اوست كه شما را در رحمها بدان گونه كه خواهد صورتگري ميكند خدايي جز او نيست كه شكستناپذير حكيم است.
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿إنفطار7﴾
همان كه تو را آفريد و پرداخت و تناسب بخشيد.
فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ ﴿إنفطار8﴾
به هر صورتى كه خواست تو را تركيب نمود.
خداوند بر انسان آسان میگیرد
يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا ﴿نساء28﴾
خدا ميخواهد بر شما آسان گيرد، و آدمي ناتوان آفريده شده است.
عمر مشخص و اجل حتمی
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ ﴿أنعام2﴾
او كسي است كه شما را از گل آفريد، سپس [براي شما] عمري مقرر داشت،
و اجل حتمي نزد اوست، آنگاه شما [باز هم در قدرت او] شك ميكنيد.
دشمن قسم خورده انسان
وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿أعراف11﴾
و همانا ما شما را خلق كرديم، سپس صورتتان بخشيديم، آنگاه به فرشتگان گفتيم: براي آدم سجده کنيد؛ پس سجده کردند جز ابليس که از سجده کنندگان نبود.
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿أعراف12﴾
فرمود: چه چيز تو را از سجده كردن بازداشت وقتي كه به تو امر كردم؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفريدي و او را از گل.
قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿أعراف13﴾
گفت: از آن جا فرو شو، كه تو را نرسد در آن تكبر نمايي پس بيرون شو كه تو از فرومايگاني.
قَالَ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿أعراف14﴾
گفت: مرا تا روزي كه [مردم] برانگيخته ميشوند مهلت ده.
قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ ﴿أعراف15﴾
گفت: همانا تو از مهلت يافتگاني.
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿أعراف16﴾
گفت: پس به خاطر اين كه مرا به بيراهه افكندي، من هم براي [گمراهي] آنها حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست.
ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿أعراف17﴾
آنگاه از پيش روي و پشت سرشان و از طرف راست و چپشان به سراغ آنها ميآيم، و اكثرشان را سپاسگزار نخواهي يافت.
قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿أعراف18﴾
فرمود: نكوهيده و مطرود از آن [مقام] بيرون شو كه هر كس از آنان تو را پيروي كند، بيترديد جهنّم را از همه شما پر خواهم كرد.
فریبکاری شیطان و سقوط انسان
وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿أعراف19﴾
و اي آدم! تو با همسر خويش در آن باغ منزل كن، و از هر جا كه خواهيد بخوريد، ولي به اين يك درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد.
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿أعراف20﴾
پس شيطان آن دو را وسوسه كرد تا زشتيهاي پوشيدهي آنان را برايشان نمايان كند، و گفت: پروردگارتان شما را از اين درخت منع نكرد جز براي آن كه [مبادا] فرشته گرديد يا از جاودانان شويد.
وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿أعراف21﴾
و براي آنها سوگند ياد كرد كه: من قطعاً از خير خواهان شما هستم.
فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿أعراف22﴾
پس آن دو را با فريب به سقوط كشانيد پس چون از آن درخت چشيدند، زشتيهاشان بر آنان آشكار شد و بر آن شدند كه با برگهاي بهشت، خويشتن را بپوشانند، و پروردگارشان آنها را ندا داد: مگر شما را از آن درخت منع نكردم و به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار شماست؟
قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿أعراف23﴾
گفتند: پروردگارا! ما بر خويشتن ستم كرديم، و اگر بر ما نبخشايي و به ما رحم نكني، بيشك از زيانكاران خواهيم شد.
قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿أعراف24﴾
فرمود: پايين رويد كه شما دشمن يكديگريد و براي شما در زمين، تا وقتي معين قرارگاه و برخورداري است.
قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿أعراف25﴾
فرمود: در آن زندگي ميكنيد و در آن ميميريد و از آن بيرون آورده ميشويد.
رانده شدن انسان از مقام قرب الهی
قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
﴿بقرة38﴾
گفتيم: همه از آن پايين رويد، پس اگر از جانب من هدايتي برايتان آمد، هر كس از هدايت من پيروي كند، نه خوفي بر آنهاست و نه اندوهگين شوند.
انسانهای هدایتگر
وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ ﴿أعراف181﴾
و از كساني كه بيافريديم گروهي هستند كه به حق هدايت ميكنند و به حق حكم ميدهند.
آفرینش جفتی برای انسان
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿أعراف189﴾
اوست كه شما را از نفس واحدي آفريد و جفت وي را از او پديد آورد تا بدان آرام گيرد. پس چون با او بياميخت، باري سبك گرفت و با آن مدتي سر كرد. و چون سنگين شد، هر دو از خداوند، پروردگار خويش خواستندكه: اگر فرزند شايستهاي به ما دهي قطعا از سپاسگزاران خواهيم شد.
خلقت انسان و مرحمت الهی
إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ
﴿هود119﴾
مگر كسي كه پروردگارت به او مرحمتي كند، و براي همين آنان را خلق كرده است، و سخن پروردگارت بر اين رفته است كه حتماً جهنم را از جنّ و انس [نافرمان] يكسره پر خواهم كرد.
دمیده شدن روح خدا در کالبد انسان
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿حجر28﴾
و [ياد كن] هنگامي را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من بر آنم بشري از گل خشكيده، از لجن ماندهي بدبوي بيافرينم.
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ ﴿حجر29﴾
پس وقتي آن را پرداختم و از روح خود در آن دميدم براي او به سجده در افتيد.
سجده فرشتگان بر انسان
فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿حجر30﴾
پس فرشتگان همگي يكسره سجده كردند.
إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿حجر31﴾
جز ابليس كه سرباز زد از اين كه با سجده كنندگان باشد.
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿حجر32﴾
گفت: اي ابليس! تو را چه شده است كه با سجده كنندگان نباشي؟
قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿حجر33﴾
گفت: من آن نيستم كه براي بشري كه او را از گلي خشك، از لجن ماندهي بدبوي آفريدهاي سجده كنم.
قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿حجر34﴾
گفت: پس از آن جا بيرون شو كه بيشك تو مطرودي.
وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ ﴿حجر35﴾
و بي ترديد تا روز قيامت لعنت و نفرين خواهد بود.
مهلت یافتن دشمن انسان
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿حجر36﴾
گفت: اي پروردگار من! پس تا روزي كه [مردم] برانگيخته ميشوند مهلتم ده.
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿حجر37﴾
گفت: تو از مهلت يافتگاني،
إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿حجر38﴾
تا روز وقت معين.
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿حجر39﴾
گفت: پروردگارا ! به سبب آن كه مرا گمراه كردي، من هم [باطل را] در روي
زمين حتماً برايشان ميآرايم و همه را گمراه ميكنم.
حمایت خداوند از انسانهای خالص
إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿حجر40﴾
مگر ميان آنها بندگان خالص شدهي تو را.
قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿حجر41﴾
[خداي] گفت: اين سنت و راه راستي است بر عهدهي من.
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿حجر42﴾
كه تو را بر بندگان من تسلطي نيست، جز كساني از گمراهان كه تو را پيروي كنند.
خلقت یحیی (ع)
يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا ﴿مريم7﴾
اي زكريا! ما تو را به پسري كه نامش يحيي است مژده ميدهيم كه قبلا همنامي براي او قرار ندادهايم.
قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ﴿مريم8﴾
گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسري خواهد بود حال آن كه زنم نازاست و من از پيري به فرتوتي رسيدهام؟
قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا ﴿مريم9﴾
گفت: فرمان چنين است. خداي تو فرموده: اين بر من آسان است، و خودت را نيز پيش از اين من آفريدم كه چيزي نبودي.
خلقت عیسی (ع)
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا ﴿مريم16﴾
و در اين كتاب از مريم ياد كن، آنگاه كه از كسان خود در ناحيه شرقي [بيت المقدس] خلوت گزيد.
فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا ﴿مريم17﴾
و ميان خود و آنها پردهاي افكند [تا خلوتگاه عبادتش باشد] پس روح خود را به سوي او فرستاديم تا به شكل بشري خوش اندام بر او نمايان شد.
قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا ﴿مريم18﴾
مريم گفت: من از تو به خداي رحمان پناه ميبرم اگر پرهيزكار باشي.
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا ﴿مريم19﴾
گفت: من فقط فرستادهي پروردگار توام براي اين كه به تو پسر پاكيزهاي ببخشم.
قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا ﴿مريم20﴾
گفت: چگونه مرا پسري باشد با آن كه دست بشري به من نرسيده و بدكار نبودهام؟
قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا ﴿مريم21﴾
گفت: [فرمان] چنين است. پروردگار تو فرمود: آن بر من آسان است و براي اين است كه او را آيتي براي مردم قرار دهيم و رحمتي از جانب ما باشد و اين امري حتمي است.
فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا ﴿مريم22﴾
پس مريم به او حامله شد و با او در نقطهاي دوردست خلوت گزيد.
مراحل زندگی انسان
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿حج5﴾
اي مردم! اگر در رستاخيز شك داريد [توجه كنيد كه] همانا ما شما را از خاك، سپس از نطفه، سپس از لخته خوني آنگاه از پاره گوشتي شكل يافته و شكل نايافته، آفريديم تا [قدرت خود را] براي شما روشن سازيم، و هر چه را بخواهيم تا زماني معين در رحمها نگاه ميداريم [و برخي را ساقط ميكنيم]، آنگاه شما را به صورت طفلي بيرون ميآوريم تا پس از مدتي به حدّ رشدتان برسيد، و [در اين ميان] برخي از شما ميميرند و برخي از شما به غايت سنّ ميرسند آن چنان كه هر چه آموخته است فراموش كند. و زمين را ميبيني كه پژمرده است پس چون آب بر آن فرستاديم به جنبش در ميآيد و نموّ ميكند و از هر نوع گياه با طراوت ميروياند.
عمر دراز و دگرگونی در خلقت
وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ﴿يس68﴾
و هر كه را عمر دراز دهيم، در آفرينش دگرگونش كنيم [كه ناتوان شود]، پس آيا نمىانديشند؟
انسان و دشمنی آشکارش با خداوند
أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿يس77﴾
آيا اين انسان نمىداند كه او را از نطفهاى آفريديم كه هم اكنون دشمنى آشكار شده است؟
تفاوت و ارزش انسانها در کفر و ایمان
وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا مَّا تَتَذَكَّرُونَ ﴿غافر58﴾
و كور و بينا يكسان نيستند، و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند با بدكاران [برابر] نيستند، [ولى] اندكى پند مىپذيريد.
يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿تغابن4﴾
اوست كه شما را آفريد پس برخى از شما كافرند و برخى مؤمن، و خدا بدانچه مىكنيد بيناست.
گونههای مختلف انسانی
مَّا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا ﴿نوح13﴾
چيست شما را كه براى خدا عظمت قائل نمىشويد؟
وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا ﴿نوح14﴾
و حال آنكه شما را به گونههاى مختلف آفريده است.
وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا ﴿نوح17﴾
و خداست كه شما را [چون گياه] به طرز خاصى از زمين رويانيد.
ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا ﴿نوح18﴾
سپس شما را در آن باز مىگرداند و باز به طرزى عجيب بيرون مىآورد.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ﴿حجرات13﴾
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم، و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد قطعا ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بىترديد خداوند داناى آگاه است.
مرگ، انتقال، بازگشت، جایگزینی و خلقت جدید
نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ﴿واقعة60﴾
ماييم كه ميان شما مرگ را مقدر كردهايم و ما ناتوان نيستيم.
عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿واقعة61﴾
بر اين كه امثالتان را به جاى شما قرار دهيم و شما را در جهان ديگرى كه نمىدانيد باز آفرینیم.
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذكَّرُونَ ﴿واقعة62﴾
و همانا شما پيدايش نخستين خود را دانستهايد [و زنده شدن دوباره مثل آن است]، پس چرا توجه نمىكنيد؟
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿قيامة3﴾
آيا انسان مىپندارد كه هرگز استخوانهايش را جمع نخواهيم كرد؟
بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ ﴿قيامة4﴾
چرا، در حالى كه قادريم بر اين كه سر انگشتان او را هم بازسازيم.
نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا ﴿إنسان28﴾
ما آنها را آفريديم و بندبندشان را استوار كرديم، و هر وقت بخواهيم [آنها را مىبريم و] به راحتى امثالشان را جايگزين مىكنيم.
إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ ﴿طارق8﴾
بىترديد، خداوند بر بازگرداندن آن تواناست.
نشانههایی در خلقت
وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿جاثية4﴾
و در آفرينش خودتان و آنچه از جنبندگان مىپراكند براى مردمى كه يقين دارند نشانههاست.
آفرینش نخستین و آفرینش جدید
أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿ق15﴾
پس آيا در آفرينش نخستين درمانده شديم [كه دوباره نتوانيم بيافرينيم؟] بلكه آنها [با اين همه دلايل] باز در آفرينش جديد در تردیدند.
انسان و وسوسههای نفس
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ﴿ق16﴾
و همانا ما انسان را آفريديم، و مىدانيم كه نفس او چه وسوسهاى به او مىكند، و ما از رشته رگها به او نزديكتريم.
ماهیت آفرینش انسان و جن
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ ﴿رحمن14﴾
انسان را از گل خشكيدهاى سفال مانند آفريد.
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ ﴿رحمن15﴾
و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد.
تصدیق بر آفرینش الهی
نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿واقعة57﴾
ما شما را آفريدهايم، پس چرا [آفرينش جديد را] تصديق نمىكنيد؟
أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ ﴿واقعة58﴾
آيا آنچه را [كه به صورت نطفه] فرو مىريزيد ملاحظه كردهايد؟
أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿واقعة59﴾
آيا شما آن را خلق مىكنيد يا ما آفرينندهايم؟
زنده کردن مردگان
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى ﴿قيامة37﴾
مگر او نطفهاى كه [در رحم] ريخته مىشود نبود؟
ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿قيامة38﴾
سپس خون بستهاى شد و [خدايش] شكل داد و درست كرد.
فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿قيامة39﴾
پس دو جنس نر و ماده را از آن، پديد آورد.
أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى ﴿قيامة40﴾
آيا اين [خدا] قادر نيست كه مردگان را زنده كند؟
انسان هنوز به فرمان ( بندگی) خداوند عمل نکرده است
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ﴿عبس18﴾
خدا او را از چه چيزى آفريده؟
مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ﴿عبس19﴾
او را از نطفهاى آفريد و موزونش ساخت.
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ﴿عبس20﴾
آنگاه راه [ايمان و اطاعت] را بر او آسان كرد.
ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ﴿عبس21﴾
سپس وى را بميراند و به گورش برد.
ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ ﴿عبس22﴾
سپس هر وقت بخواهد زندهاش مىكند.
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ ﴿عبس23﴾
ولى نه! هنوز [انسان] آنچه را كه خدايش فرمان داده به جا نياورده است.
انسان و چگونگی رستگاری و یا محرومیت
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿شمس7﴾
و سوگند به نفس آدمى و آنكه او را سامان داد.
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿شمس8﴾
پس [تشخيص] فجور و تقوى را به وى الهام كرد.
قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ﴿شمس9﴾
بىشك هر كه خود را تزكيه كرد رستگار شد.
وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ﴿شمس10﴾
و بىگمان آنكه خود را بيالود، محروم گشت.
كاوشگران نور
دریافت فایل صوتی
بازگشت
Share
|