|
ويژگيهاي انسان
قدرت اختیار و انتخاب
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿شمس7﴾
و سوگند به نفس آدمى و آنكه او را سامان داد.
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿شمس8﴾
پس [تشخيص] فجور و تقوى را به وى الهام كرد.
قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ﴿شمس9﴾
بىشك هر كه خود را تزكيه كرد رستگار شد.
وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ﴿شمس10﴾
و بىگمان آنكه خود را بيالود، محروم گشت.
نیکوترین ساختار و پستترین رتبهها
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ﴿تين4﴾
كه به راستى ما انسان را به نيكوترين ساختار آفريديم.
ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ ﴿تين5﴾
سپس او را [به سبب كفرش] به پستترين درجات بازگردانديم.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿تين6﴾
مگر آنها را كه ايمان آورده اعمال صالح كردند كه برايشان پاداشى بىپايان است.
عملکرد متفاوت انسانها بر اساس ساختار روحیشان
وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا ﴿إسراء83﴾
و چون به انسان نعمت ارزاني داريم روی ميگرداند و دوری ميگزيند، و چون به وی بدی رسد نوميد ميگردد.
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً ﴿إسراء84﴾
بگو: هر كس بر حسب ساختار روحي خود عمل ميكند، و پروردگار شما بهتر ميداند چه كسي راه يافتهتر است.
انسان و وسوسههای نفس
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ﴿ق16﴾
و همانا ما انسان را آفريديم، و مىدانيم كه نفس او چه وسوسهاى به او مىكند،
و ما از رشته رگها به او نزديكتريم.
ناتوانی انسان
وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا ﴿نساء27﴾
و خدا میخواهد بر شما ببخشايد، و كساني كه پيرو شهواتند ميخواهند شما دستخوش انحرافي بزرگ شويد.
يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا ﴿نساء28﴾
خدا ميخواهد بر شما آسان گيرد، و آدمي ناتوان آفريده شده است.
بازگشت او همراه با رنج و سختی
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ ﴿انشقاق6﴾
اى انسان! مسلماً تو با تلاش و رنجى فراوان به سوى پروردگارت مىروى، پس ديدارش خواهى كرد.
تمایل انسان به گناه و تعدی
وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿مائدة62﴾
و بسياری از آنها را ميبيني كه در گناه و تعدی و حرامخواری سبقت ميگيرند واقعا بد عمل ميكنند.
گرایش انسان به یاس و ناامیدی
وَإِذَآ أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا ﴿إسراء83﴾
و چون به انسان نعمت ارزاني داريم روی میگرداند و دوری میگزيند، و چون به وی بدی رسد نوميد ميگردد.
وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ ﴿هود9﴾
و اگر از جانب خود رحمتي به انسان بچشانيم، سپس آن را از وی سلب كنيم بسيار مأيوس ميشود و كفران ميورزد.
لَا يَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ ﴿فصلت49﴾
انسان از درخواست خير خسته نمىشود، و اگر بدى به او رسد، بسيار مأيوس و دلسرد مىگردد.
شتابزدگی انسان
خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿أنبياء37﴾
انسان [گويی] از شتاب آفريده شده است! به زودی آيات خود را به شما نشان ميدهم، پس مرا به عجله نيندازيد.
نادانی انسان
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا ﴿أحزاب72﴾
ما امانت [الهى و بار تكليف] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم، و آنها [تكوينا] از پذيرفتن آن سرباز زدند و از آن هراسيدند، ولى انسان آن را بر دوش گرفت به راستى او ستمگرى نادان است.
حرص و بخل انسان
إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿معارج19﴾ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا﴿معارج20﴾ وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا ﴿معارج21﴾ إِلَّا الْمُصَلِّينَ ﴿معارج22﴾ الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ﴿معارج23﴾ وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ ﴿معارج24﴾ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ﴿معارج25﴾
به راستى انسان بسيار حريص [و بىتاب] خلق شده است. (معارج 19) چون آسيبى به او رسد بىتاب است. (معارج 20) و چون خيرى به او رسد بخل ورز است. (معارج 21) غير از نمازگزاران. (معارج 22) همان كسانى كه بر نمازشان پايدارند. (معارج 23) و همانان كه در اموالشان حقى معين است، (معارج 24) براى سائل و محروم. (معارج 25)
قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا ﴿إسراء100﴾
بگو: اگر شما مالك گنجهای رحمت پروردگار من بوديد، در آن صورت از بيم هزينه كردن قطعاً امساك ميكرديد، و آدمي همواره بخيل است.
علاقه انسان به افزون طلبي و مال دوستي
كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ ﴿قيامة20﴾
ولى نه، [شما دنياى] زود گذر را دوست مىداريد.
وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ ﴿قيامة21﴾
و آخرت را وا مىگذاريد.
إِنَّ هَؤُلَاء يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءهُمْ يَوْمًا ثَقِيلًا ﴿إنسان27﴾
به تحقيق اينان دنياى زود گذر را دوست مىدارند و روزى گرانبار را پشت سرشان رها مىكنند.
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿أعلى16﴾
بلكه شما زندگى دنيا را ترجيح مىدهيد.
وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿أعلى17﴾
حال آن كه آخرت بهتر و پايدارتر است.
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿تكاثر1﴾
تفاخر و افزون طلبى، شما را سرگرم ساخت.
حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿تكاثر2﴾
تا وقتى كه به ديدار گورها رويد.
فراموشکاري انسان و نداشتن عزمي راسخ
وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿طه115﴾
و ما از پيش با آدم پيمان بستيم، ولي فراموش كرد و ما برای او عزمي [راسخ] نيافتيم.
طغیانگری انسان
كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى ﴿علق6﴾
چنين نيست [كه مىپندارند]، بىشك آدمى طغيان مىكند،
أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى ﴿علق7﴾
همين كه خود را بىنياز بيند.
غرور و خودپسندی انسان
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ﴿إنفطار6﴾
اى انسان! چيست كه تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته؟
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ﴿إنفطار7﴾
همان كه تو را آفريد و پرداخت و تناسب بخشيد.
فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ ﴿إنفطار8﴾
به هر صورتى كه خواست تو را تركيب نمود.
ناسپاسی و حقپوشی انسان
إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ﴿عاديات6﴾
آرى انسان نسبت به پروردگارش بسى ناسپاس است.
وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ ﴿عاديات7﴾
و او خود بر اين معنا گواه است.
قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ ﴿عبس17﴾
مرگ بر اين انسان، چقدر حق پوش و ناسپاس است.
وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ ﴿أعراف10﴾
و به راستي شما را در زمين مكنت داديم، و براي شما در آن انواع معيشتها نهاديم، [اما] كمتر قدرداني ميكنيد.
وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿مؤمنون78﴾
و اوست [خدايي] كه براي شما گوش و چشم و دل پديد آورد، امّا كمتر سپاسگزاری ميكنيد.
ستیزهگری انسان
خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿نحل4﴾
انسان را از نطفهای آفريد و آنگاه او ستيزهگری آشكار است.
أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿يس77﴾
آيا اين انسان نمىداند كه او را از نطفهاى آفريديم كه هم اكنون دشمنى آشكار شده است؟
صفات زشت براي كافران
لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿نحل60﴾
صفت زشت براي كساني است كه به آخرت ايمان نميآورند و بهترين وصف از آن خداست و او مقتدر حكيم است.
ويژگي انسانهاي پرهيزگار
كَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ ﴿ذاريات17﴾
و آنها كمى از شب را مىخفتند.
وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿ذاريات18﴾
و در سحرگاهان استغفار مىكردند.
وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ﴿ذاريات19﴾
و در اموالشان سهمى براى سائل و محروم بود.
لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿بقرة177﴾
نيكي [تنها] آن نيست كه روي خود را به جانب مشرق و مغرب كنيد، بلكه نيكي آن است كه انسان به خدا و روز واپسين و فرشتگان و كتاب [هاي آسماني] و پيامبران ايمان آورد، و مال [خود] را با آن كه دوستش دارد به خويشاوندان [نيازمند] و يتيمان و درماندگان و به راه مانده و مستمندان و [براي آزادي] در بند ماندگان ببخشد، و نماز به پا دارد و زكات دهد و آنانند كه چون تعهّد دهند به عهد خود وفا كنند و در سختي و زيان و به هنگام جنگ صابر و پايدار باشند. هم اينان راست ميگويند و هم ايشان پارسايانند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿بقرة277﴾
همانا كسانی كه ايمان آورده و كارهای شايسته كرده و نماز به پا داشته و زكات دادند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه بيمي بر آنهاست و نه غمگين شوند.
ویژگی انسانهای فروتن
...وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ ﴿حج34﴾
...و فروتنان را بشارت ده.
الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿حج35﴾
همانان كه چون نام خدا ياد شود دلهايشان هراس يابد، و آنان كه بر مصيبتي كه بر سرشان آيد صابرند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق ميكنند.
از ویژگیهای انسانهای نیک و پارسا
لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿بقرة177﴾
نيكي [تنها] آن نيست كه روي خود را به جانب مشرق و مغرب كنيد، بلكه نيكي آن است كه انسان به خدا و روز واپسين و فرشتگان و كتاب [هاي آسماني] و پيامبران ايمان آورد، و مال [خود] را با آن كه دوستش دارد به خويشاوندان [نيازمند] و يتيمان و درماندگان و به راه مانده و مستمندان و [براي آزادي] در بند ماندگان ببخشد، و نماز به پا دارد و زكات دهد و آنانند كه چون تعهّد دهند به عهد خود وفا كنند و در سختي و زيان و به هنگام جنگ صابر و پايدار باشند. هم اينان راست ميگويند و هم ايشان پارسايانند.
كاوشگران نور
دریافت فایل صوتی
بازگشت
Share
|