
اين كيست اين، اين كيست اين
اين كيست
اين اين كيست اين اين يوس٠ثانيست اين
خضر است Ùˆ الياس اين مگر يا آب ØÙŠÙˆØ§Ù†ÙŠØ³Øª اين
اين باغ Ø±ÙˆØØ§Ù†ÙŠ
است اين يا بزم يزدانيست اين
سرمه
سپاهاني است اين يا نور Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÙŠØ³Øª اين
آن جان جان
Ø§ÙØ²Ø§Ø³Øª اين يا جنة الماواست اين
ساقي خوب ماست اين
يا باده جانيست اين
تنگ شكر را ماند
اين سوداي سر را ماند اين
آن سيمبر را ماند اين شادي و آسانيست اين
امروز مستيم اي
پدر توبه شكستيم اي پدر
از Ù‚ØØ· رستيم اي پدر امسال ارزانيست اين
اي مطرب داوود دم
آتش بزن در رخت غم
بردار بانگ زير و بم كين وقت سر خوانيست اين
مست و
پريشان توام Ù…ÙˆÙ‚ÙˆÙ ÙØ±Ù…ان توام
Ø§Ø³ØØ§Ù‚ قربان توام اين عيد
قربانيست اين
رستيم از خو٠و
رجا عشق از كجا شرم از كجا
اي خاك بر شرم Ùˆ ØÙŠØ§ هنگام
پيشانيست اين
هر جسم را جان
ميكند جان را خدا دان ميكند
داور سليمان مي كند يا ØÙƒÙ…Ù… ديوانيست اين
هر جا يكي گويي
بود در ØÙƒÙ… چوگان مي دود
چون گوي شو بي دست وپا هنگام ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÙŠØ³Øª اين
گويي شوي بي دست
و پا چوگان او پايت شود
در
پيش سلطان مي دوي كين سير ربانيست اين
آن آب باز آمد به
جو بر سنگ زن اكنون سبو
سجده كن و چيزي مگو كين بزم سلطانيست اين
مولانا
پرينيا
بازگشت
Share
|