بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک،
آسمان٠آبی و ابر سپید،
برگ‌های سبز بید،
عطر نرگس، رقص باد،
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوت٠گرم کبوترهای مست
نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش Ø¨Ù‡â€ŒØØ§Ù„٠روزگار
خوش Ø¨Ù‡â€ŒØØ§Ù„٠چشمه‌ها Ùˆ دشت‌ها
خوش Ø¨Ù‡â€ŒØØ§Ù„٠دانه‌ها Ùˆ سبزه‌ها
خوش Ø¨Ù‡â€ŒØØ§Ù„٠غنچه‌های نیمه‌باز
خوش Ø¨Ù‡â€ŒØØ§Ù„٠دختر میخک Ú©Ù‡ می‌خندد به ناز
خوش Ø¨Ù‡â€ŒØØ§Ù„٠جام لبریز از شراب
خوش Ø¨Ù‡â€ŒØØ§Ù„Ù Ø¢ÙØªØ§Ø¨
ای دل٠من گرچه در این روزگار
جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام
بادۀ رنگین نمی‌بینی به‌ جام
Ù†Ùقل Ùˆ سبزه در میان Ø³ÙØ±Ù‡ نیست
جامت از آن Ù…ÛŒ Ú©Ù‡ می‌باید تÙهی‌ست
ای دریغ از تو اگر چون Ú¯ÙÙ„ نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد Ø¢ÙØªØ§Ø¨
ای‌ دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ
Ù‡ÙØªâ€ŒØ±Ù†Ú¯Ø´ می‌شود Ù‡ÙØªØ§Ø¯ رنگ
ÙØ±ÛŒØ¯ÙˆÙ† مشیری
از مجموعۀ «ابر و کوچه»