
اعتماد به Ø·Ø±Ø Ù‡Ø§ÛŒ خداوند
شهسواری به دوستش Ú¯ÙØª:
"بیا به کوهی که خدا آنجا زندگی می کند برویم. می
خواهم ثابت کنم Ú©Ù‡ او Ùقط بلد است به ما دستور بدهد Ùˆ هیچ کاری برای خلاص کردن ما
از زیر بار مشقات نمی کند."
دیگری Ú¯ÙØª:
"مواÙقم، اما من برای ثابت کردن ایمان Ù…ÛŒ آیم."
وقتی به قله رسیدند
شب شده بود. در تاریکی صدایی شنیدند:
"سنگ های Ø§Ø·Ø±Ø§ÙØªØ§Ù† را بار اسبانتان کنید Ùˆ آنها را
پایین ببرید."
شهسوار اولی Ú¯ÙØª:
"می بینی؟ بعد از چنین صعودی او از ما می خواهد که بار
سنگین تری را ØÙ…Ù„ کنیم! Ù…ØØ§Ù„ است Ú©Ù‡ اطاعت کنم."
دیگری به دستور، عمل کرد. وقتی به دامنه کوه رسیدند، هنگام
طلوع بود و انوار خورشید، سنگ هایی را که شهسوار مؤمن با خود آورده بود، روشن کرد.
آنها خالص ترین الماس ها بودند.
* * * آری، تصمیمات خداوند مرموزند،
اما همواره به Ù†ÙØ¹ ما هستند
منبع: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید
بازگشت
Share
|