من در ابتدا خداوند را یک ناظر؛ مانند
یک رئیس یا یک قاضی می دانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و
بدین طریق خداوند میداند وقتی Ú©Ù‡ من مردم؛ شایسته بهشت هستم Ùˆ یا مستØÙ‚ جهنم .
وقتی قدرت Ùهم
من بیشتر شد؛ به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یک دوچرخه
دو Ù†ÙØ±Ù‡ است Ùˆ Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØªÙ… Ú©Ù‡ خدا در صندلی عقب در پا زدن به من Ú©Ù…Ú© Ù…ÛŒâ¯Ú©Ù†Ø¯.
نمی دانم چه
زمانی بود که خدا به من پیشنهاد داد جایمان را عوض کنیم؛ از آن موقع زندگی ام
بسیار ÙØ±Ù‚ کرد؛ زندگی ام با نیروی Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ شده او خیلی بهتر شد؛ وقتی کنترل زندگی
دست من بود من راه را می دانستم و تقریباً برایم خسته کننده بود ولی تکراری و قابل
پیش بینی Ùˆ معمولا ÙØ§ØµÙ„Ù‡ ها را از کوتاهترین مسیر Ù…ÛŒ Ø±ÙØªÙ….
اما وقتی خدا
هدایت زندگی مرا در دست Ú¯Ø±ÙØªØ› او بلد بود...
از میانبرهای هیجان انگیز و از بالای
کوهها Ùˆ از میان صخره ها Ùˆ با سرعت بسیار زیاد ØØ±Ú©Øª کند Ùˆ به من پیوسته Ù…ÛŒ Ú¯ÙØª: «تو
Ùقط پا بزن».
من نگران و مضطرب
بودم پرسیدم «مرا به کجا Ù…ÛŒ بری؟ » او Ùقط خندید Ùˆ جواب نداد Ùˆ من Ú©Ù… Ú©Ù… به او
اطمینان کردم !
وقتی Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ… :
«میترسم» . او به عقب بر Ù…ÛŒâ¯Ú¯Ø´Øª Ùˆ دستانم را Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ من آرام Ù…ÛŒ
شدم .
او مرا نزد
مردمی Ù…ÛŒâ¯Ø¨Ø±Ø¯ Ùˆ آنها نیاز مرا بصورت هدیه Ù…ÛŒâ¯Ø¯Ø§Ø¯Ù†Ø¯ Ùˆ این Ø³ÙØ± ما، یعنی من Ùˆ خدا ادامه داشت تا از آن مردم
دور شدیم .
خدا Ú¯ÙØª: هدیه
را به کسانی دیگر بده Ùˆ آنها بار اضاÙÛŒ Ø³ÙØ± زندگی است Ùˆ وزنشان خیلی زیاد است؛
بنابراین من بار دیگر هدیهâ¯Ù‡Ø§ را به مردمانی دیگر بخشیدم Ùˆ
Ùهمیدم Â«Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª هدیه ها بخاطر بخشیدن های قبلی من بوده است» Ùˆ با این وجود بار ما
در Ø³ÙØ± سبک تر است .
من در ابتدا در
کنترل زندگی ام به خدا اعتماد نکردم؛ Ùکر Ù…ÛŒâ¯Ú©Ø±Ø¯Ù… او زندگی ام را متلاشی Ù…ÛŒ کند؛ اما او اسرار دوچرخه سواری
«زندگی» را به من نشان داد Ùˆ خدا Ù…ÛŒâ¯Ø¯Ø§Ù†Ø³Øª چگونه از راههای باریک مرا رد
کند و از جاهای پر از سنگلاخ به جاهای تمیز ببرد و برای عبور از معبرهای ترسناک
پرواز کند.
و من
دارم یاد Ù…ÛŒ گیرم Ú©Ù‡ ساکت باشم Ùˆ در عجیب ترین جاها Ùقط پا بزنم Ùˆ من دارم ازدیدن
مناظر Ùˆ برخورد نسیم خنک به صورتم در کنار همراه دائمی خود «خدا» لذت Ù…ÛŒâ¯Ø¨Ø±Ù… Ùˆ من هر وقتی نمی توانم از موانع بگذرم؛ او Ùقط لبخند
Ù…ÛŒâ¯Ø²Ù†Ø¯ Ùˆ Ù…ÛŒ گوید : پابزن.
منبع:
http://www.dastanak.com